اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

به کجا می رویم ؟!!!...

در پی فرمایش مقام معظم رهبری نسبت به کاهش نسل و خطری که از جانب آن کشور را تهدید میکند بر آن شدم که نکاتی را نسبت به این موضوع بیان کنم :

اولا اینکه نرخ باروری به معنای متوسط تعداد فرزندان زنده ای است که هر زن به دنیا می آورد (یعنی فرزندانی که جایگزین پدر و مادر میشوند). و از طرفی در صورتی افراد جامعه ای ثابت می مانند که نرخ رشد جمعیت آن جامعه 2.1 باشد و اگر کمتر از این مقدار باشند، بعد از دو نسل رشد جمعیت آن جامعه به صفر می رسد .

دقیقا مشکل و خطری که جامعه ما را تهدید میکند از همین ناحیه است . از آنجا که نرخ رشد جمعیت ایران هم اکنون 1.7 می باشد که این نرخ سال به سال کمتر می شود .

البته این نرخ باروری میانگین همه نقاط کشور اعم از شیعه و سنی می باشد ،و اگر بخواهیم فقط نرخ رشد جمعیت مناطق شیعه نشین را بررسی کنیم به رقم دردآور کمتر از 1.3 می رسیم .

باز این آمار بیشتر خود را نمایان می کند وقتی بدانیم که اگر به همین شکل به جلو برویم و جبران جمعیتی صورت نگیرد در سال 1470 تا 1480 جمعیت ایران به 19 میلیون نفر میرسد که نیمی از آن ها بالای 65 سال دارند پس نیمی از جمعیت کشور در آن سال ها پیر و مصرف کننده و پر هزینه هستند . و نیم دیگر نیز کودکان و نوجوانان و جوانانی هستند که محصول تک فرزندی هستند .

حال اگر بدانیم که هم اکنون در کشور 15 میلیون زوج متاهل در سن باروری داریم و از این تعداد 3 میلیون زوج نابارور و 3 میلیون دیگر هم در این سال ها عقیم سازی شده اند . و تعداد نا معلومی هم توانایی جسمی و روحی فرزند آوری را ندارند و عده کثیری هم معتقدند (فرزند کمتر ، زندگی بهتر) . آن وقت معلوم میشود چرا برژینسکی سیاستمدار کهنه کار و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا گفته است : از فکر کردن به حمله پیش دستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها را با تهران ادامه دهید چون زمان ، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست (خبر گزاری فارس 15/12/1388 خبر شماره 881250226) .

جالب تر اینکه نرخ رشد جمعیتی در رژیم صهیونیستی در سال 1390 ، 2.8 بوده و امسال به 3.2 رسیده است . و کشور های اروپایی و آمریکا 55 سال است که سیاست افزایش نسل را دارند اما برای شرق و بویژه کشور های اسلامی و ایران نسخه کنترل جمعیت پیچیده و به مسئولینی که در این زمینه در کشور ما فعال تر بوده اند جایزه می دهند . زیرا قرار بوده نرخ رشد جمعیت ایران را که در سالهای اولیه دهه شصد 3.4 بوده ،  در سال 90 به 2.1 برسانند ولی این آقایان با تلاش فراوان توانسته اند این رقم را در سال 79 متحقق کنند .

حال اگر بدانیم که شعار سال سازمان ملل (جمعیت عامل قدرت و ثروت) است . و بدانیم که جمعیت است که باعث رشد اقتصادی و رشد تولید و رشد بازار می شود و بدون آن رشد اقتصادی نابود خواهد شد ، دیگر دلیل کمبود های اقتصادی را برای عدم فرزند آوری نخواهیم آورد .

علاوه بر اینکه خطرات جدی امنیتی و فرهنگی نیز در انتظار ماست ...

والسلام

  • داوود درمنکی فراهانی
معضلات حوزه های علمیه در عرصه سایبر چیست؟اصولا در حوزه اگر کسی به جایی رسیده از تلاش فردی خودش بوده و مجامع علمی حوزوی خیلی به او کمک نکرده؛ یادم می‌آید آیت الله حق شناس (ره) می‌فرمودند: داداش جون به حوزه تکیه نکن، باید خودت تلاش کنی.

  • داوود درمنکی فراهانی

وقتی آیفریم های تو در تو داریم ، با کد زیر میتوانید به صفحه تاپ دسترسی داشته باشید .

function GetBrowserWindow() {
return (function rw(w, t) { return w == w.parent && t > 0 ? w : rw(w.parent, --t) })(window.self, 5);
}

  • داوود درمنکی فراهانی

در خصوص نظارت مجلس خبرگان اشکالی تحت عنوان دور مطرح است. اشکال این است که رهبری، فقهای شورای نگهبان را نصب می کند، فقهای شورای نگهبان صلاحیت اعضای مجلس خبرگان را بررسی و تأیید می کند و مجلس خبرگان شخص رهبر را گزینش می کنند. پس به این ترتیب رهبر درصدر و ذیل این سلسله، قرار می گیرد و اینجا دور فلسفی یعنی توقف شئ بر نفس خود پیش می آید.

اینجا دو نکته وجود دارد یک نکته این که اگر بخواهیم در محدودة این تعبیر بحث کنیم چه پاسخی می توان داد؟ نکته دوم این که از این محدوده فراتر برویم. یعنی شبهه را به شکل دقیق تری طرح کنیم و پاسخ دهیم.

ابتدا در محدودة عبارت اول بحث می کنیم. تعبیر کسانی که دور فلسفی را مطرح می کنند این است که دور فلسفی به معنای توقف شئ بر نفس است. اگر می گفتند دور فلسفی و عبارت «توقف الشئ علی نفسه» را به کار نمی بردند می گفتیم چه بسا دور فلسفی را مسامحتاً به کار برده اند، ولی آنان به توقف شئ بر خودش تصریح کرده اند.

این اشکال به چند دلیل، واضح البطلان است:

1. رهبری که در صدر این سلسله قرار می گیرد. با رهبری که در ذیل آن قرار می گیرد از نظر عنوان مشترک است ولی از نظر شخص متفاوت می باشد. مثلاً اگر این رهبر، امام باشد، فقهای شورای نگهبان را امام منصوب کرده، فقهای شورای نگهبان، صلاحیت اعضای خبرگان را تأیید کردند، اما مجلس خبرگان، امام را مجدداً به رهبری گزینش نمی کند بلکه رهبر بعدی را گزینش می کند. پس در صدر سلسله امام و در ذیل آن مقام معظم رهبری قرار می گیرد. این دور واضح البطلان است چون فقط عنوانشان مشترک است ولی شخصاً یکی نیستند.

2. اصولاً محل طرح دور فلسفی در امور اعتباری نیست بلکه در امور حقیقی است به این معنا که یک وجود حقیقی و خارجی متوقف بر همان وجود عینی باشد پس به کاربردن این اصطلاح در این بحث، غلطی فاحش است. زیرا عناوین و مناصب سیاست و اجتماعی امور اعتباری هستند.

ما اگر بخواهیم پا را از محدوده عبارت گفته شده فراتر بگذاریم و شبهه را به شکل دقیق تری طرح کنیم باید بگوییم که یکی از وظایف مجلس خبرگان، نظارت بر عملکرد رهبری است و دور موجود در نظارت خبرگان بر رهبر باعث می شود مجلس خبرگان نتواند نظارت اطمینان آوری بر عملکرد رهبر اعمال کند. به این دلیل که صلاحیت فقهای خبرگان توسط فقهای شورای نگهبان تأیید می شود و فقهای شورای نگهبان کسانی هستند که توسط رهبر منصوب شده اند.

اگر چنین اشکالی مطرح شود دو جواب می دهیم: 1. جواب نقضی 2. جواب حلّی

جواب نقضی این است که چنین وضعیتی بلکه صریح تر از آن در کشورهای دیگر هم دیده می شود. مثال: در آمریکا، قضاوت عالی رتبه دیوان فعال آمریکا توسط رئیس جمهور آمریکا منصوب می شود و همین قضاوت بر عملکرد رئیس جمهوری نظارت دارد. البته رئیس جمهور پیشنهاد نصب آنها را می دهد ولی عرف رایج در حقوق آمریکا این است که همان افرادی که پیشنهاد نصب آنها توسط رئیس جمهور داده می شود همان آنها نپذیرفته می شوند. همین قضات عالی رتبه بر عملکرد رئیس جمهور نظارت دارند و حق دارند رئیس جمهور را محاکمه کرده و در صورت تخلف وی را عزل کنند.

اما جواب حلی: در این جواب دو نکته قابل توجه است، نکته اول: رهبر، فقهای شورای نگهبان را نصب می کند، اما فقهای شورای نگهبان، اعضای خبرگان را نصب نمی کنند بلکه صلاحیت کاندیداها را تأیید می کنند. در این جا عامل دیگری می آید که قدرت را از رهبر و فقهای شورای نگهبان می گیرد و آن عامل دیگر گزینش مردم است.

نکته دوم: ما همیشه باید به احتمالات عقلایی توجه کنیم احتمالات غیرعقلایی موجب عمل و تصمیم گیری نمی شود احتمال سوء استفاده از قدرت زمانی لازم است که احتمالش عقلایی باشد اما اگر احتمالش عقلایی نباشد دیگر دفعش لازم نیست زیرا این احتمال غیرعقلایی همه جا وجود دارد. عقلا به احتمال غیرعقلایی اعتنا نمی کنند یعنی چنین احتمالی موجب تحریک و انبعاث عقلا نمی شود.

تطبیق این نکته با اینجا این است که احتمال سوءاستفاده از قدرت که در تفسیر دوم وجود داشت معنایش این است که کسی که به عنوان رهبر گزینش و انتخاب شده کسی است که عدالت و تقوایش احراز شده و در محیط ویژه ای رشد داشته است. 30- 40سال به عنوان عالم در حوزه علمیه مطرح بوده است.

این رهبر، عدالت و تقوای خود را زیر پا بگذارد و فقهایی را به عنوان فقهای شورای نگهبان نصب کند که آنها هم اهل مداهنه باشند و برخی از آنها حق را زیر پا بگذارند؟ یعنی رهبر از نظارت عمومی و نظارت مراجع فرار کند و عدالت و تقوایش که احراز شده است را کنار بگذارد و در میان فقهای شورای نگهبان افرادی را قرار دهد که حق را زیر پا بگذارند؟

احتمال این که هم رهبر دچار اشتباه شود و هم فقهای شورای نگهبان یا عمداً این حق را زیر پا بگذارند یا اشتباهی مرتکب شوند و اعضایی که نظارت دقیقی بر عملکرد رهبر اعمال نکنند را به عنوان کاندیدای خبرگان تأیید صلاحیت کنند، و علاوه بر آن دو مردم هم افرادی را انتخاب کنند که اهل نظارت دقیق نباشند این سه احتمال را روی هم رفته در نظر بگیرید چقدر این احتمال عقلایی است؟ هم رهبر، هم فقهای شورای نگهبان و هم مردم در انتخاب کاندیداهای تأیید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان مرتکب اشتباه شوند چقدر می تواند احتمال عقلایی باشد؟

اگر این احتمال در اینجا، واقعاً، عقلایی هم باشد. در نظامات غیردینی که احتمالش به مراتب قوی تر است. در آنجا اساساً عدالت و تقوا احراز نمی شود.

* . برگرفته ازکلاس درس حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران دکترمحمدجوادارسطا.

  • داوود درمنکی فراهانی

اظهارات امروز رییس جمهور به این معناست که او می خواهد خیال مردم را راحت کند که کاری برای آنها انجام نخواهد داد. 
در واقع، از این دولت مطلقا انتظار "خدمت" نباید داشت. آقای روحانی می خواهد کل فضای سیاسی و انتخابات آینده را با تولید "دوقطبی" ببرد نه با "کار" برای مردم. به عبارت دیگر، برنامه "دعوا"ست نه "حل مسائل کشور"؛ حالا فرقی ندارد که نزاع بر سر زبان انگلیسی باشد یا گشت نامحسوس یا مسائل دیگر. 
البته همه اینها به شرطی است که آقای رییس جمهور بعدا ادعا نکند سخنرانیهایش را دیگران نوشته اند و او فقط از روی آنها خوانده است!

  • داوود درمنکی فراهانی

1- در مورد زبان : اصرار بر ترویج زبان انگلیسی کار ناسالمی است . مگر فقط زبان انگلیسی را میخواهند یاد بدهند ، این میراث زمان طاغوت است . مثلا زبان اسپانیایی ، چینی ، ژاپنی و ... . نباید زبان انحصاری خارجی ، انگلیسی باشد . 

2- نسلی که ما میخواهیم :

اول : در او هویت مستقل و با عزت ملی و دینی بار بیاوریم . تکیه به دیگران در روحیه او نباشد . چرا ما اینقدر دوست داریم لغات فرنگی را به کار ببریم . این هم میراث زمان طاغوت است . در اینصورت است که اقتصاد مقاومتی شکل میگیرد و در غیر اینصورت نه . (طراز تجاری ما با دیگر کشورها با احتساب نفت مثبت است در حالی که این نفت حساب نیست). دوم : اصلاح الگوی مصرف (بچه پول دار هایی که دور دور میکنند در خیابانها)

سوم : تحمل مخالف

چهارم: ادب و حیا (که در فضای مجازی وجود ندارد) . 

دستگاههایی که میتوانند به آموزش و پرورش کمک کنند .

معاونت پرورشی در اینها نقش دارد . صدا و سیما هم نقش دارد و به این وظیفه عمل نکرده . باید یک سرفصل کاری مربوط به آموزش و پرورش داشته باشد . وزارت ارتباطات که در فضای مجازی نقش دارد 

فضای مجازی جاده است اما مواظب باش در جایی از این جاده که ریزش کوه محتمل است باید مراقب بود . ما نمی گوییم این راه را ببندیم ولی باید استفاده درست کرد . بعضی از کشور ها طبق فرهنگ خودشان ایت را قبضه کرده اند ما چرا این کار را نمیکنیم .

نکات :1- باید به معلم تزریق روحیه جوانی و شادابی کرد .

2- نظام آموزشی ما بسیار فرتوت است و کهنه است و باید نوسازی شود . برای نوسازی هم نباید الگویمان غرب باشد بلکه باید صاحبان اندیشه باید بنشینند و یک نظام خوبی را بنویسند .

3- دانشگاه فرهنگیان بسیار مهم است . بیاد واقعا معلم تربیت کرد .

4- مساله فنی حرفه ای ها بسیار مهم است . آیا برای همه مشاغل در جامعه این راه معمول در آموزش و پرورش و رفتن به دانشگاه لازم است . یا آنچه که مهم است خدمت رسانی و شناسایی استعدادها و ورزیده کردن استعدادها است  تا بتواند در یک زمینه ای ابتکار به وجود آورد .

5- دولت باید در مدارس نقش آفرینی کند . اینکه دولت مدارس را غیر انتفاعی کند ، این خیلی درست نیست .

6- قدرت فقط به صلاح نیست . علم و شخصیت ملی و هویت انقلابی و ایمان مهمتر است در ایجاد قدرت .

وقتی ما از نشان دادن قدرت خودمان به دشمن بترسیم ، دشمن جری تر میشود . میگویند ما در خلیج فارس نباید رزمایش کنیم ، اینجا مال ماست . شما از آنطرف عالم آمده اید اینجا چکار دارید . بروید در همان خلیج خوکها رزمایش کنید .

  • داوود درمنکی فراهانی

به گزارش خبرگزاری «حوزه» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای صبح امروز (سه شنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان و دانش آموزان، مبارزه ملت ایران با استکبار را مبارزه ای «منطقی، خردمندانه و متکی بر تجربیات تاریخی» خواندند و با استناد به مشکلات و ضرباتی که به علت اعتماد به امریکا و ساده اندیشی برخی سیاسیون، در تاریخ معاصرِ کشور بوجود آمده افزودند: امریکا، همان امریکای قدیم است اما عده ای مغرض و یا ساده لوح تلاش می کنند این دشمن توطئه گر را در افکار عمومی ملت به فراموشی و غفلت بسپارند تا امریکا در فرصتی مناسب خنجر را از پشت فرو کند.

  • داوود درمنکی فراهانی

حدیث | امام صادق(ع): «موت ملک عبدالله»، «اختلافات شدید حکومتی پس از مرگ او» و «کوتاهی دورۀ حکومت حاکمان بعدی او» نشانۀ نزدیکی ظهور+ بررسی روایت

متن روایت

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: مَنْ یَضْمَنْ لِی مَوْتَ عَبْدِ اللَّهِ أَضْمَنْ لَهُ الْقَائِمَ. ثُمَّ قَالَ: إِذَا مَاتَ عَبْدُ اللَّهِ لَمْ یَجْتَمِعِ النَّاسُ بَعْدَهُ عَلَى أَحَدٍ وَ لَمْ یَتَنَاهَ هَذَا الْأَمْرُ دُونَ صَاحِبِکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ یَذْهَبُ مُلْکُ سِنِینَ وَ یَصِیرُ مُلْکَ الشُّهُورِ وَ الْأَیَّامِ.

فَقُلْتُ: یَطُولُ ذَلِکَ؟

قَالَ: کَلَّا.

ترجمه

ابی‌بصیر می‌گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند(خبر قطعی دهد)، قیام قائم را تضمین می‌کنم، سپس فرمود: هنگامی‌که عبدالله بمیرد، مردم بعد از او بر احدی جمع نمی‌شوند و این امر (حکومت) ختم نمی‌شود مگر به صاحبتان إن‌شاءالله و فرمانروایی ماه‌ها و ایام جایگزین سال‌ها می‌شود،

پس گفتم: تحقق این امر طولانی است،

فرمود: هرگز.

منبع

الغیبة(شیخ طوسی)، ص447

بحار الانوار، ج52، ص210

اثبات الهداة (شیخ حر عاملی)، ج5، ص357

بررسی سند روایت

بنا بر نظر متخصصین حدیث؛ سند روایت صحیح و بدون اشکال است.

گرچه در منابعی که در اختیار داریم این روایت اولین بار در کتاب غیبت شیخ طوسی آمده و اصطلاحاً از منفردات شیخ است، اما با توجه به آتش سوزی کتابخانه شیخ و کتابخانۀ شاپور و دیگر وقایع عصر شیخ طوسی خیلی جای تعجب نیست که در باقی کتب هم عصر شیخ و قبل از او این روایت نیامده است، علاوه بر اینکه سند شیخ تا امام معصوم متصل است و خود شیخ عالم به رجال و تراجم بوده و این خود سبب قوت روایت است. همچنین این روایت معارض خاصی در میان سایر روایات ندارد و با توجه به متن و محتوای روایت، داعی خاصی نیز برای جعل آن به نظر نمی‌رسد.

بررسی محتوای روایت

الف) آنچه از ظاهر روایت برمی‌آید:

مردن عبدالله (با ویژگی‌هایی که ذکر می‌شود) نشانۀ نزدیکی ظهور است.

این عبدالله پادشاه و حاکم بوده است.

حکومت او سال‌ها برقرار بوده است.

بعد از مردن او، حکومت متزلزل می‌شود و بر شخص دیگری وفاق صورت نمی‌گیرد و حاکمان بعدی حکومت‌های یکساله و کمتر خواهند داشت.

بعد از او، حکومت در سرزمین او مستقر نمی‌شود تا نهایتاً حکومت به دست امام زمان(عج) برسد.

ب) اینکه مردن عبدالله زمینۀ جنگ قدرت در عربستان خواهد شد، مطلبی است که لااقل چندین سال است توسط تحلیل‌گران سیاسی خارجی و داخلی بیان شده است:

بهمن 93: آمریکا ـ روزنامه واشنگتن پست: «سیمون هندرسون»، عضو موسسه سیاست خاورمیانه: دوران دشوار عربستان در پیش است و شاه جدید اختلال مشاعر دارد/ممکن است کشمکش‌های وسیع‌تر از اذعان خاندان سعودی باشد./ وضع جسمانی نامساعد پادشاه جدید عربستان دوره حاکمیتش را کوتاه می‌کند / با مرگ عبدالله، کنترل مهمترین قدرت سنی منطقه و نزدیکترین متحد عرب آمریکا در دستان پادشاهی ۷۹ ساله است که علاوه بر مشکلات جسمی به زوال عقل و اختلال مشاعر مبتلاست (+ و +)

بهمن 93: «رابرت فیسک»- تحلیلگر سیاسی- در روزنامه تلگراف: عربستان در آستانه انقلابی از درون خاندان سلطنتی است/ انقلابی که عربستان را تهدید می‌کند از سوی ایران نخواهد بود؛ این تهدید از سوی اقلیت شیعه خود عربستان و نیروهای مسلح وهابی نیز نخواهد بود. تهدید پادشاهی سعودی از درون خود خاندان سلطنتی این کشور است(+)

بهمن 93: مرگ ملک عبدالله سرآغاز جنگ قدرت در عربستان(+)

بهمن 93: عربستان سعودی در آستانه عصر تکان‌های بزرگ/یادداشت سایت تحلیلی روس "ایران رو" گزارشی را به‌قلم "ولادیمیر آلکسییف"(+)

بهمن 93: عربستان پس از ملک‌ عبدالله/ شکنندگی و بی‌ثباتی، میراث آینده آل‌سعود(+)

آذر 91: یادداشت رئیس حزب ضد صهیونیستی فرانسه: زنگ هشدار در ستادهای ارتش آمریکا و عربستان سعودی به صدا در آمده است و بسیار ضروری است که برای انتقال قدرت و سازش (در عربستان سعودی) راه حلی پیدا شود. خاندان آل سعود احتمال دارد از هم بپاشد زیرا در ریاض بوی جنگ برادرکشی برای رسیدن به قدرت به مشام می رسد.(+)

آذر 91: مرگ احتمالی پادشاه عامل تشدید اختلافات خاندان سعودی(+)

آذر 91: افزایش اختلافات آل سعود درباره ولیعهد آینده(+)

آبان 91: رادیو نروژی اوستن: کمیته ویژه آمریکا برای حکومت سعودی پس از ملک عبدالله(+)

شهریور 91: عرصه سیاسی عربستان سعودی دچار اختلافات گسترده‌ای است و بسیاری از کارشناسان جنگ قدرت شدیدی را همزمان با ناخوش‌ احوال شدن شاه سعودی پیش‌بینی می‌کنند(+)

ج) با توجه به اینکه جزئیات بیان شده در روایات با وضعیت کنونی عربستان و ملک عبدالله تطبیق می‌کند:

احتمال اینکه منظور امام صادق(ع) مردن همین شخص باشد و در نتیجه ظهور نزدیک باشد، بسیار محتمل و جدی است و قرائن بسیاری موید این احتمال است.

ظاهراً استدلال یا قرینۀ قابل اعتنایی برای اینکه بتوان ثابت کرد یا احتمال قابل توجهی داد که وضع فعلی عربستان مصداق روایت امام صادق(ع) نباشد، وجود ندارد.

در عین حال، تطبیق روایت مذکور بر وضع فعلی عربستان به صورت قطع و یقین ممکن نیست، بلکه در حد یک احتمال قوی و جدی قابل طرح است.

مهمترین فوائد توجه به نزدیکی ظهور، توجه، بررسی و اهتمام بیشتر به وظایف فردی و اجتماعی یک منتظر نسبت به وضعیت خود و جهان است و تلاش مضاعف برای تقویت زمینه‌های ظهور و کاستن از موانع و آسیب‌ها. نشانه‌ها توجه ما را جلب می‌کنند تا به نقاط و وظایف مغفول با دقت بیشتری نگاه کنیم و با کنار گذاشتن رخوت، عاقلانه‌تر وظایف خود را شناخته و مورد توجه قرار دهیم. تمام این وظایف از همان مجرای تکالیف الهی و احکام شرعی می‌گذرد که مبتنی بر معارف دین و در رأس آن اوامر و اشاره‌های ولایت-در زمان ما ولی فقیه؛ امام خامنه‌ای- است. اهمیت مبارزه با ظالم، جهاد، کمک به مسلمان و مظلوم، هدایت و نجات انسان‌ها همه از ارکان بدیهی اسلام است که جهت و نوع آن بر اساس شرایط زمان تغییر می‌کند و با اشاره و تدبیر ولیّ تعیین می‌شود.

برای این توجه و اهتمام مضاعفِ ناشی از توجه به نزدیکی ظهور که ذکر شد، همان احتمال قوی کاملاً کافی است؛ همچنان که در امور دیگر زندگی اینچنین است.

  • داوود درمنکی فراهانی

تعریف اطلاق :

الطبیعة بلاقید (مایصلح للبیانیه یا بیان ) اولی به نظر آخوند ، دومی نظر مشهور .

طبق قول اول : اگر قید با اطلاق بیان شده بود ، چون اطلاق بیان مجمل است ، ما یصلح للبیانیة نیست . بنابراین دو اطلاق در موردی که با هم معارضه میکنند ، شامل آن مورد میشوند . بنابراین با هم تکاذب میکنند پس متعارضند نه متزاحم .

ولی بنابر قول دوم : اطلاق بیان است و بنابراین هر کدام در مورد معارضه قید دیگری میشود و آن وقت هر کدام از اطلاق ها شمولشان نسبت به آن مورد از اول مبهم است و در آن مورد حجت نیستند .پس تعارضی نیست .

مثلا : 

دلیل اول : یستحب احجاج الصبی 

دلیل دوم : صاحبهما فی الدنیا معروفا

در مورد احجاج صبی بدون اذن ولی . بنابر قول اول دو دلیل تکاذب دارند پس تعارض دارند . 

ولی جمع عرفی دارند مبنی بر اینکه :

شمولیت صاحبهما بیشتر است پس اظهر است نسبت به یستحب ، بنابراین مقدم است .

و بنابر قول دوم : اصلا در مورد ، حجت نداریم . و به اصول عملیه رجوع میکنیم .

به نظر عرفی بنده ، قول دوم صحیح است .

  • داوود درمنکی فراهانی
من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏1 ؛ ص472
شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلَاتُهُ بِاللَّیْل‏[1]
من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏1 ؛ ص472
إِنَّ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلَاثَةً التَّهَجُّدَ بِاللَّیْلِ وَ إِفْطَارَ الصَّائِمِ وَ لِقَاءَ الْإِخْوَانِ.[1]
 
عَلَیْکُمْ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ فَإِنَّهَا سُنَّةُ نَبِیِّکُمْ وَ أَدَبُ الصَّالِحِینَ قَبْلَکُمْ وَ مَطْرَدَةُ الدَّاءِ عَنْ أَجْسَادِکُم‏
 
َ: إِنَّ الْبُیُوتَ الَّتِی یُصَلَّى فِیهَا بِاللَّیْلِ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ‏[1] تُضِی‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تُضِی‏ءُ نُجُومُ السَّمَاءِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ.
 
فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ‏ قَالَ صَلَاةُ الْمُؤْمِنِ بِاللَّیْلِ تَذْهَبُ بِمَا عَمِلَ مِنْ ذَنْبٍ بِالنَّهَار
 
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِذَا أَرَادَ أَنْ یُصِیبَ‏ أَهْلَ الْأَرْضِ بِعَذَابٍ قَالَ لَوْ لَا الَّذِینَ یَتَحَابُّونَ بِجَلَالِی‏[1] وَ یَعْمُرُونَ مَسَاجِدِی وَ یَسْتَغْفِرُونَ بِالْأَسْحَارِ لَوْ لَا هُمْ‏[2] لَأَنْزَلْتُ عَذَابِی.
 
مَنْ کَثُرَ صَلَاتُهُ بِاللَّیْلِ حَسُنَ وَجْهُهُ بِالنَّهَار
 
وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَشَکَا إِلَیْهِ الْحَاجَةَ فَأَفْرَطَ فِی الشِّکَایَةِ حَتَّى کَادَ أَنْ یَشْکُوَ الْجُوعَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا هَذَا أَ تُصَلِّی بِاللَّیْلِ فَقَالَ الرَّجُلُ نَعَمْ فَالْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُصَلِّی بِاللَّیْلِ وَ یَجُوعُ بِالنَّهَارِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ضَمَّنَ صَلَاةَ اللَّیْلِ قُوتَ النَّهَارِ[1].
 
َ مَنْ خُتِمَ لَهُ بِقِیَامِ اللَّیْلِ‏[1] ثُمَّ مَاتَ فَلَهُ الْجَنَّة
 
1- شرف مومن است و به مومن شرف میدهد (برتری دنیا و آخرت).
2- روح خداست
3- سنت پیامبراست
4- ادب صالحین است
5- درد و بیماری را از بدن دور میکند .
6- خانه او برای اهل آسمان میدرخشد .
7- گناهان روز را میبرد .
8- مانع از عذاب اهل زمین میشود .
9- در اثر زیاد خواندن صورت را زیبا میکند .
10- روزی فردا را میرساند .
11- اگر بعد از آن بمیرد فله الجنة
  • داوود درمنکی فراهانی

خداوند متعال در میان مخلوقات خود، انسان های کاملی را به عنوان الگو قرار داده است. این الگوها دارای امتیازات و فضیلت های ویژه ای هستند. امام حسین علیه السلام نمونه ای برجسته از این اسوه های پاک است. در این مقاله به مناسبت اربعین شهادت امام حسین علیه السلام برخی از فضائل آن حضرت را بر می شمریم.

فضائل حضرت در کودکی و تولد

1- تکلم قبل از ولادت و بعد از شهادت:

امام حسین علیه السلام مولودی است که قبل از ولادت در حالی که در بطن مادر خود، فاطمه زهرا علیها السلام بود، با ایشان به صحبت پرداخت. این وضعیت درباره حضرت زهرا علیها السلام نیز نقل شده که با مادر خود، خدیجه علیها السلام صحبت کرده است.

نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی وارد خانه حضرت زهرا علیها السلام شد و در حالی که جز دخترش کسی در خانه نبود، دختر خود را در حال صحبت مشاهده نمود، وقتی علت را جویا شد، حضرت زهرا علیها السلام اظهار داشت: صحبت من با فرزندی است که در بطن من می باشد، او همدم من است و با من سخن می گوید، اما سخنانی حزن آور، به این مضامین که شمه ای از فضائل امام حسین علیه السلام

مادر! من شهیدم، مظلومم، غریبم، عطشانم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حالی که محزون شدند، ضمن بشارت به آمدن فرزند پسر، از شهادت او در شرایط سخت و ناگوار خبر دادند.

امام حسین علیه السلام تنها کسی است که بعد از شهادت نیز سخن گفته است. سر امام بر روی نیزه، این آیه از قرآن را تلاوت کرده است: «ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» (65) ; «آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم (خفتگان در غار) از آیات شگفت ما بوده اند.»

شاید تلاوت این آیه بر این معنا دلالت داشته باشد که همچنانکه قدرت الهی در مورد اصحاب کهف بر خواب چندین ساله ایشان تعلق گرفت و ایشان را بعد از بیدار شدن، وسیله عبرت دیگران قرار داد، شهادت آن حضرت و بقای راه و مکتب او نیز این گونه خواهد بود و به عنوان نشانه الهی در عالم معرفی خواهد شد.

آیات دیگری که امام حسین علیه السلام بعد از شهادت تلاوت کرده است عبارتند از: ادامه آیات سوره کهف تا آیه 14 و آیه 227 از سوره شعراء و آیه 71 سوره غافر و آیه 137 سوره بقره. (66)

2- مشتق بودن نام حضرت از نام خداوند:

جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمودند: «سمی الحسن حسنا لان باحسان الله قامت السماوات و الارضون، واشتق الحسین من الاحسان، و علی والحسن اسمان من اسماء الله تعالی والحسین تصغیر الحسن (67) ; حسن را حسن نامیدند برای اینکه با احسان خداوند آسمان ها و زمین ها برپا شد و حسین از احسان مشتق شد، و علی و حسن دو اسم از اسم های خداوند متعال است و حسین تصغیر حسن است.»

و در حدیث دیگری نام حضرت برگرفته از اسم الهی، یعنی «محسن » دانسته شده که خداوند می فرماید: «انا المحسن و هذا الحسین (68) ; من محسن هستم و این حسین است.»

3- تبرک جستن ملائک به قنداقه حضرت:

روزی حضرت زهرا علیها السلام فرزندش را درگهواره ندید و با اضطراب جویای فرزند عزیزش شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله به ایشان بشارت دادند که قنداقه حسین علیه السلام را ملائک به آسمان ها برده اند تا تبرک بجویند.

4- ویژه بودن مربیان حضرت علیه السلام:

به دلیل اینکه ایشان خامس اصحاب کساء می باشد، از تربیت پاکانی همچون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امیر المؤمنین علیه السلام، فاطمه زهرا علیها السلام و امام حسن علیه السلام، برخوردار بودند، لذا حضرت خود را در روز عاشورا این گونه معرفی نمودند:

من له جد کجدی فی الوری

او کشیخی فانا ابن القمرین

فاطمة الزهراء امی و ابی

قاصم الکفر ببدر و حنین

عبدالله غلاما یافعا

و قریش یعبدون الوثنین

یعبدون اللات والعزی معا

و علی کان صلی قبلتین (69)

«در بین تمام انسان ها کیست که جدی مانند جد من، یا مربی و معلمی مانند معلم من داشته باشد، من فرزند دو ماه تابناکم. مادرم فاطمه زهرا علیها السلام و پدرم [علی علیه السلام] کوبنده کفر در بدر و حنین بود. آن هنگام که قریش دچار بت پرستی و عبادت لات و عزی بود; علی علیه السلام به بیت المقدس و بعد به سوی کعبه عبادت خدا می کرد.»

5- فدا شدن ابراهیم - فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله - برای امام حسین علیه السلام:

ابن عباس می گوید: خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم. امام حسین علیه السلام روی زانوی راست و ابراهیم روی زانوی چپ حضرت نشسته بودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گاهی حسین و گاهی ابراهیم را می بوسید. به ایشان حالت نزول وحی دست داد و پس از آن فرمودند: «جبرئیل بعد از ابلاغ سلام پروردگار گفت: خدا می فرماید، این دو فرزند را برای شما باقی نمی گذارم، باید یکی را فدای دیگری نمایی.» پیامبر صلی الله علیه و آله به ابراهیم نظر کرد و گریست و فرمود: «اگر ابراهیم بمیرد فقط من محزون می شوم، امام اگر حسین بمیرد غیر از من فاطمه و علی نیز محزون می شوند و من اندوه خود را بر حزن فاطمه و علی ترجیح می دهم.» یا جبرئیل! ابراهیم قبض روح گردد; ابراهیم را فدای حسین کردم (ابراهیم پس از سه روز بیماری وفات کرد) .»

از این پس هرگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام حسین را به سینه می چسبانید و می بوسید، لب های او را می مکید و می فرمود: قربان کسی که ابراهیم را فدای او کردم (70) .

فضائل امام حسین در کلام الهی

6- تاویل و تفسیر آیات الهی در مورد آن حضرت:

بسیاری از آیات الهی که برخی رقم آن را 128 آیه و برخی دیگر تا 250 آیه ذکر کرده اند (71) ، به اطلاق و عموم و یا به طور خاص، بر امام حسین علیه السلام تطبیق شده و یا یکی از افراد مورد نظر در آیه امام حسین علیه السلام بوده اند. مواردی مثل آیه مباهله (72) ، آیه تطهیر (73) ، آیه ذوالقربی (74) ، آیه اطعام (75) و آیات سوره فجر که سوره فجر را سوره آن حضرت نامیده اند.

امام صادق علیه السلام ضمن بیان این معنی، حضرت را صاحب «نفس مطمئنه » معرفی کرده و می فرمایند: «اقرؤوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم فانها سورة الحسین بن علی علیه السلام وارغبوا فیها رحمکم الله تعالی; سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید که سوره حسین بن علی است و در آن راغب باشید. خداوند متعال شما را مورد رحمت خود قرار دهد.»

ابو اسامه که در مجلس حاضر بود، گفت: چگونه این سوره مخصوص حسین علیه السلام گردید؟ امام علیه السلام فرمود: «الا تسمع الی قوله تعالی: «یا ایتها النفس المطمئنة...» انما یعنی الحسین علیه السلام فهو ذوالنفس المطمئنة الراضیة و اصحابه من آل محمد صلی الله علیه و آله هم الراضون عن الله یوم القیمة و هو راض عنهم (76) ; آیا این سخن خداوند متعال را نمی شنوی که [می گوید]: «یا ایتها النفس المطمئنة » ، همانا حسین را قصد می کند که دارای نفس مطمئنه و راضی است و اصحاب او از آل محمد در روز قیامت از خداوند راضیند و خداوند نیز از آنان راضی است.»

7- خازن وحی الهی بودن حضرت:

احادیث قدسی در مورد امام حسین علیه السلام از ناحیه ذات اقدس الهی، زیاد وارد شده است که در کتاب شریف «عوالم » جمع آوری شده است. در یک حدیث این گونه آمده است: «وجعلت حسینا خازن وحیی و اکرمته بالشهادة و ختمت له بالسعادة، فهو افضل من استشهد و ارفع الشهداء درجة و جعلت کلمتی التامة معه و حجتی البالغة عنده، بعترته اثیب و اعاقب (77) ; حسین را خازن وحی خویش قرار داده و او را با شهادت، کرامت بخشیدم و پایانی با سعادت برای وی مقرر داشتم، او برترین شهیدان و درجه اش از همه والاتر است، کلمه تامه خود را همراه او قرار دادم و حجت رسای خویش را نزدش نهادم و به وسیله خاندان او پاداش و کیفر می دهم.»

مظهر صفات انبیاء

امام حسین علیه السلام به عنوان انسان کامل، هم مظهر صفات الهی و هم مظهر صفات انبیای عظام است که به مواردی از آن ها اشاره می کنیم:

8- همانند انبیا هدایتگر مردم است.

قرآن کریم در مورد انبیاء الهی می فرماید: «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا (78) » ; «آنان را پیشوایانی که به امر ما هدایت می کنند، قرار دادیم.» و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام را به عنوان چراغ هدایت معرفی می کندو می فرماید: «ان الحسین ... مصباح هدی و سفینة نجاة (79) ; همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.»

9- همچون انبیا از غیر خدا نمی ترسید

او این ویژگی را در گفتار و کردار ثابت کرد. قرآن کریم در مورد انبیاء می فرماید: «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الاالله (80) » ; «آنان که رسالت های الهی را رسانند و از او می ترسند و جز خدا از کسی نمی ترسند.» و امام حسین علیه السلام فرمود: «لو لم یکن فی الدنیا ملجا و لا ماوی لما بایعت یزید بن معاویة (81) ; اگر در دنیا هیچ پناهگاهی وجود نداشته باشد [باز هم] با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد.»

و در مورد یزید بن معاویه می فرماید: «یزید رجل شارب الخمر، قاتل نفس المحترمة، معلن بالفسق مثلی لایبایع مثله(82) ; یزید مردی است که شراب می نوشد، نفس محترمه را به قتل می رساند، تظاهر به فسق می کند، مثل منی با مثل اویی بیعت نمی کند.»

در مکتب حسینی ترس با ارزش، ترس از خداست نه ترس از غیر خدا، لذا حضرت در دعای معروف عرفه، ترس از خدا را طلب می نماید: «اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک; خدایا مرا چنان قرار ده که از تو بترسم، [چنانکه] انگار تو را می بینم.»

10- مثل انبیای عظام الهی، اهل جهاد و شهادت بود:

قرآن کریم می فرماید: «کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر (83) » و آن حضرت، سید الشهداء لقب گرفته اند، در حالی که تا قبل از واقعه عاشورا حضرت حمزه، عموی پیامبر به دلیل شهادت خاص در جنگ احد، به نام «سیدالشهداء» معروف بودند.

11- مثل انبیا، از متوکلین علی الله بود:

قرآن کریم از قول پیامبران الهی می گوید: «ما لنا الانتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا» (84) ; «چرا بر خدا توکل نکنیم، با اینکه ما را به راه هایمان رهبری کرده است؟ !» و از کلمات مشهور امام حسین علیه السلام این جمله است که: «اللهم انت ثقتی; خدایا تو اعتماد منی.»

12- همچون انبیای الهی از بهترین صبرکنندگان درگاه الهی بود:

قرآن کریم در مورد انبیاء الهی می فرماید: «کل من الصابرین » (85) ; «همه آن ها از صابرین بودند.» و از جملات مشهور امام علیه السلام در روز عاشورا این جمله است: «صبرا علی بلائک; [خدایا] بر امتحان تو صبر می کنم.»

13- همانند انبیاء از اصلی ترین احیاکنندگان امر به معروف و نهی از منکر بود.

قرآن کریم انبیاء الهی را آمران به معروف و ناهیان از منکر دانسته و می گوید دشمنان انبیاء آن ها را به خاطر این ویژگی به شهادت می رساندند. «و یقتلون الذین یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر (86) » ; «کسانی را که امر به معروف و نهی از منکر می کنند، می کشند.» و در اینکه از اهداف عمده نهضت عاشورا احیای این فریضه الهی بود، بین تحلیلگران هیچ جای شک و شبهه ای نیست، چراکه آن حضرت فرموده است: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر (87) ; می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.»

14- مثل انبیا از علمداران مبارزه با طاغوت بود:

قرآن کریم در مورد انبیا می گوید: «لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوالله واجتنبوا الطاغوت » (88) ; «در هر امتی رسولی را مبعوث کردیم [تا به آن ها بگوید:] خدا را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید.»

امام حسین علیه السلام نیز با طاغوت زمان خود یعنی یزید بن معاویه نه تنها بیعت نفرمود، بلکه یک معیار کلی ارائه کرد که: «مثلی لایبایع مثله (89) ; مثل منی با مثل اویی بیعت نمی کند.»

15- همچون انبیا وسیله تعلیم و تزکیه مردم و بیرون آوردن ایشان از زندان جهالت و ضلالت می باشد.

قرآن کریم در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین » (90) ; «او (خدا) کسی است که در میان انسان های درس ناخوانده رسولی را مبعوث کرد که آیاتش را برآن ها بخواند و آن ها را تزکیه دهد و کتاب و حکمت بیاموزد، گرچه از قبل در گمراهی آشکار بودند.» و در زیارت اربعین نیز امام حسین علیه السلام این گونه معرفی شده است: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة (91) ; خون قلبش را در راه تو داد تا بندگان تو را از جهالت و حیرت گمراهی نجات دهد.»

فضائل امام حسین علیه السلام در کلام معصومین علیهم السلام

از باب اینکه در تعریف گفته می شود «معرف » باید اجلی از «معرف » باشد، هیچ کس به غیر از خدا و معصومین علیهم السلام نمی تواند شخص امام را معرفی کند و ویژگی های او را بیان نماید.

از این رو به عنوان نمونه، چند گفتار از معصومین علیهم السلام نقل می شود.

16- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «حسین منی و انا من حسین (92) ; حسین از من است و من از حسینم.» ، «الحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنة (93) ; حسن و حسین دو آقای جوانان بهشتند.» ، «ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابدا (94) ; براستی که برای قتل حسین حرارتی در دل های مؤمنان است که هرگز خاموش نمی شود.» و «احب الله من احب حسینا (95) ; خداوند هرکه را که حسین را دوست بدارد، دوست می دارد.»

17- امام علی علیه السلام به فرزند خود نظر کردند و فرمودند: «یا عبرة کل مؤمن، فقال: انا یا ابتاه؟ قال: نعم یا بنی(96) ; ای اشک هر مؤمن. [امام حسین علیه السلام] گفت: من ای پدر؟ فرمود: بله فرزندم.»

18- فاطمه زهرا علیها السلام درباره آن حضرت چنین می فرمایند: «فلما صارت الستة کنت لا احتاج فی اللیلة الظلماء الی مصباح و جعلت اسمع اذاخلوت فی مصلای التسبیح و التقدیس فی باطنی (97) ; آنگاه که حسین علیه السلام (هنگام بارداری) به شش ماهگی رسید، در شب تاریک به چراغ نیاز نداشتم و هنگام عبادت خدا و خلوت با حق، صدای تسبیح و تقدیس [وی را] در باطن خود می شنیدم.»

19- امام سجاد علیه السلام: در شهر شام، هنگام معرفی خود چنین فرمود: «انا ابن من بکت علیه ملائکة السماء، انا ابن من ناحت علیه الجن فی الارض و الطیر فی الهواء (98) ; من فرزند کسی هستم که ملائکه آسمان بر او گریست، من فرزند کسی هستم که جن در زمین و پرندگان در هوا بر او نوحه خواندند.»

20- امام باقر علیه السلام فرمود: «ما بکت السماء علی احد بعد یحیی بن زکریا الا علی الحسین بن علی علیهما السلام فانهابکت علیه اربعین یوما (99) ; [ملائکه] آسمان بعد از یحیی بن زکریا بر هیچکس گریه نکرد مگر بر حسین بن علی علیهما السلام که چهل روز بر او گریه کرد.»

21- امام صادق علیه السلام فرمود: «حنکوا اولادکم بتربة الحسین علیه السلام فانه امل کل داء (100) ; کام فرزندان خود را با ربت حسین علیه السلام بردارید که شفای هر مرض است.»

22- امام جواد علیه السلام فرمود: «من زار الحسین علیه السلام لیلة ثلاث و عشرین من شهر رمضان و هی اللیلة التی یرجی ان تکون لیلة القدر و فیها یفرق کل امر حکیم، صافحه اربعة و عشرون الف ملک و نبی کلهم یستاذن الله فی زیارة الحسین علیه السلام فی تلک اللیلة (101) ; هرکس در شب بیست و سوم ماه رمضان - که امید است همان شب قدری باشد که هر امر حکیمی تنظیم می شود - امام حسین علیه السلام را زیارت کند، بیست و چهار هزار فرشته و پیامبر که همگی از خداوند برای زیارت حسین علیه السلام در چنین شبی اذن می طلبند، با او مصافحه می کنند.»

23- امام عسکری علیه السلام فرمود: «اللهم انی اسئلک بحق المولود فی هذا الیوم، الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته، بکته السماء و من فیها و الارض و من علیها و لما یطا لابتیها، قتیل العبرة و سید الاسرة، الممدود بالنصرة یوم الکرة، المعوض من قتله ان الائمة من نسله، و الشفاء فی تربته... (102) ; بار الها! از تو می خواهم به حق نوزادی که در چنین روزی (سوم شعبان) متولد شده، او که پیش از ولادت وعده شهادتش داده شده، او که آسمان و زمین و اهل آن ها در مصیبت وی گریستند، در حالی که هنوز بر زمین گام ننهاده بود. او که کشته اشک است و بزرگ خاندان، کسی که در رجعت پیروز گردد، و او که به عنوان پاداش [جانبازی و] شهادتش ادامه امامت در نسلش و شفا در تربتش قرار داده شد.»

24- امام زمان علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه، این گونه امام حسین علیه السلام را معرفی می کند: «کنت للرسول صلی الله علیه و آله ولدا و للقرآن منقدا، و للامة عضدا و فی الطاعة مجتهدا، حافظا للعهد و المیثاق، ناکبا علی سبل الفساق و باذلا للمجهود، طویل الرکوع و السجود، زاهدا فی الدنیا زهد الراحل عنها، ناظرا الیها بعین المستوحشین منها (103) ; تو فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و مبین قرآن و یار و پشتیبان امت و تلاش گر در راه اطاعت الهی، حافظ عهد و پیمان، از بین برنده راه های باطل و نفاق، طول دهنده رکوع و سجده، زاهد در دنیا مثل زهد کسی که از دنیا کوچ کننده است، نگاه کننده به آن با چشم کسانی که از آن وحشت دارند، هستی.»

دیگر فضائل آن حضرت

25- عزت امام حسین علیه السلام:

این ویژگی بارز حضرت در کلمات، خطبه ها، رجزها و شعارهای روز عاشورا، بیش از ویژگی های دیگر آن حضرت ظاهر می شود. آن حضرت فرمود: «لیس شانی شان من یخاف الموت، ما اهون الموت علی سبیل نیل العز و احیاء الحق، لیس الموت فی سبیل العز، الا حیاة خالدة و لیست الحیاة مع الذل، الاالموت الذی لا حیاة معه (104) ; شان من شان کسی که از مرگ می ترسد نیست. چقدر مرگ در راه رسیدن به عزت و احیاء حق کوچک است! مرگ در راه عزت جز زندگی جاودانه نیست و زندگی با ذلت جز مرگی که هیچ زندگی با آن نیست، نمی باشد.» ، «الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکزنی بین اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات منا الذلة (105) ; زنازاده پسر زنازاده مرا بین دو امر مخیر کرده است: بین کشته شدن و ذلت. و ذلت از ما دور است.» و نیز آن حضرت فرمود:

«القتل (الموت) اولی من رکوب العار

والعار اولی من دخول النار (106) »

26- مقام شکر و رضای حضرت علیه السلام:

در سخت ترین لحظات روز عاشورا و هنگام افتادن از اسب با آن همه جراحات، این جملات از امام علیه السلام نقل شده است: «صبرا علی قضائک یا رب لااله سوک، یا غیاث المستغیثین (107) ; پروردگارا! بر قضای تو صبر می کنم. معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریاد خواهان.»

27- تمسک انبیا به نام مقدس امام حسین علیه السلام:

در تفسیر آیه «فتلقی آدم من ربه کلمات » این گونه روایت شده است: «انه رای ساق العرش و اسماء النبی و الائمة علیهم السلام فلقنه جبرئیل قل یا حمید بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطر بحق فاطمة یا محسن بحق الحسن والحسین و منک الاحسان فلما ذکر الحسین سالت دموعه وانخشع قلبه و قال یااخی جبرئیل فی ذکر الخامس ینکسر قلبی و یسیل عبرتی. قال جبرئیل: ولدک هذا یصاب بمصیبة تصغر عندها المصائب. فقال یا اخی و ما هی؟ قال یقتل عطشانا غریبا وحیدا فریدا لیس له ناصر و لامعین و لو تراه یا آدم و هو یقول واعطشاه واقلة ناصراه حتی یحول العطش بینه و بین السماء کالدخان فلم یجبه احد الا بالسیوف (108) ; حضرت آدم ساق عرش و اسم های پیامبر و ائمه علیهم السلام را دید، پس جبرئیل به او تلقین کرد که بگو: «ای ستایش شده به حق محمد، ای بلندمرتبه به حق علی، ای آفریننده به حق فاطمه، ای احسان کننده بحق حسن و حسین و احسان از توست.» همینکه حسین علیه السلام را یاد کرد اشک هایش جاری شد و قلبش خاشع گردید و گفت: ای برادرم جبرئیل! در یاد کردن از پنجمین نفر، قلبم می شکندو اشکم جاری می شود. جبرئیل گفت: این فرزندت به مصیبتی برخورد می کند که همه مصیبت ها در مقابل آن کوچک است. گفت: ای برادر! آن چه مصیبتی است؟ گفت: تشنه، غریبانه و تنها کشته می شود در حالی که یار و یاوری ندارد. ای آدم! اگر او را می دیدی، مشاهده می کردی که می گوید: «واعطشاه، واقلة ناصراه » تا عطش مثل دود بین او و آسمان حائل شود، پس کسی او را جواب ندهد جز با شمشیرها.»

28- استجابت دعا در زیر قبه حرم امام علیه السلام:

محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: «ان الله تعالی عوض الحسین علیه السلام من قتله ان جعل الامامة فی نسله (ذریته)، و الشفاء فی تربته، و اجابة الدعاء عند قبره (109) ; خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین علیه السلام، امامت را در نسل او و شفا را در تربت او و اجابت دعا را در نزد قبر او قرار داد.»

  • داوود درمنکی فراهانی

محقق خویی«ره» در مصباح الاصول وجه دیگری برای تقدیم حاکم بر محکوم بیان می کند ایشان می گوید حاکم سه جور تصور می شود؛

یک وقت حاکم ناظر به عقد الوضع محکوم است که توسعه یا تضییق ایجاد می کند، مثل اینکه دلیلی بگوید: «اکرم العالم» و دلیل دیگر بگوید: «الفاسق لیس بعالم» که دلیل دوم سبب تضییق موضوع دلیل اول می شود و یا اینکه دلیل دوم بگوید: «ولد العالم عالم» که در اینصورت موضوع دلیل اول توسعه پیدا می کند، در این موارد وجه تقدیم همان مطلبی است که محقق نائینی«ره» فرموده است که دلیل حاکم و محکوم تهافتی با هم ندارند چون هر کدام ناظر به بیان مطلب جداگانه ای هستند و ربطی به هم ندارند. 

صورت دوم این است که حاکم ناظر به عقد الحمل محکوم است، مثل ادله «لاضرر» و «لاحرج» که ناظر به عقد الحمل ادله هستند مثلا گفته می شود: «الوضوء واجب» چه ضرری باشد چه نباشد، دلیل «لاضرر» ناظر به محمول است چون می خواهد بگوید وجوب وضوئی که باعث ضرر باشد جعل نشده است، پس دلیل حاکم در این موارد فقط به محمول کار دارد و ناظر به موضوع نمی باشد. در این فرض بیان محقق نائینی«ره» صحیح نیست چون دلیل حاکم متعرض همان چیزی است که دلیل محکوم هم متعرض به آن است، چون در مثال فوق دلیل محکوم می گوید: وضوء واجب است و دلیل حاکم می گوید: در موارد ضرر وضوء واجب نیست، بنابراین باید وجه دیگری در تقدیم حاکم بر محکوم بیان نمود، به همین دلیل ایشان در بیان وجه تقدیم دلیل حاکم در این فرض می گوید در این موارد ادله حجیت ظواهر شامل ظاهر دلیل محکوم نمی شود چون ادله حجیت ظواهر مربوط به جایی است که شک در مراد وجود دارد، در حالیکه با آمدن دلیل حاکم شکی در مراد وجود ندارد بلکه می دانیم که مراد متکلم این است که برخی از افراد دلیل محکوم از تحت حکم آن خارج هستند، در عرف هم اینگونه است که وقتی مراد معلوم است عرف به ظاهری که مخالف با آن مراد است توجه نمی کند در اینجا نیز درست است خدا در قرآن فرموده: «اذا قمتم الی الصلاة فاغسلوا وجوهکم» در اینصورت حکم خدا مطلق است و موارد حرج را نیز شامل می شود اما به سبب ادله «لا ضرر» و «لاحرج» ما می دانیم خداوند مرادش این است که در غیر فرض ضرر و حرج وضو بگیرید، پس اطلاق این آیه شریفه نسبت به موارد ضرر و حرج حجت نمی باشد.

صورت سوم نیز جایی است که دلیل حاکم ناظر به جهت دلیل محکوم است مثل اینکه کلامی از مولا صادر شده که معلوم نیست در مقام بیان حکم واقعی بوده یا از روی تقیه صادر شده است، اما پس از آن مولا می گوید: کلامی که مطابق با عامه از من صادر شده باشد تقیه ای است، در این فرض نیز وجه تقدیم حاکم این است که با وجود دلیل حاکم ظاهر حال دلیل محکوم یعنی «در مقام بیان حکم واقعی بودن دلیل محکوم» از بین می رود چون در صورتی که دلیل محکوم مطابق با قول عامه باشد به سبب وجود دلیل حاکم ما یقین پیدا می کنیم که مراد مولا از جمله محکوم بیان حکم واقعی نبوده است، چون ظهور حال متکلم نیز مانند ظهور لفظ متکلم وقتی حجت است که شک در مراد متکلم داشته باشیم و الا اگر شک در مراد نداشته باشیم این ظهورات حجیتی ندارند؛ 

  • داوود درمنکی فراهانی