سه مولفه بخش استرانژیک هر سیستم که در دین نیز موجود است
بخش استراتژیک هر سیستمی از سه مولفة: تعادل حیاتی، میدانهای نیرو و برآیندبُرداری تشکیل میشود. تعادل حیاتی، نقطه ثقلی است که مجموعة سیستم خود را براساس آن متعادل میکند و محیط درونی خود را ثبات میبخشد و بین نیروهای درونی و بیرونی موازنه برقرار میکند. میدان نیرو، صافیِ کلیّة ارتباطات در راستای تحقق اهداف است که نیروهای سوقدهنده و بازدارنده را فعال میکند. برآیندبُرداری، ابزار اندازهگیریِ نیروها و عوامل علّی و محرکهای سیستم هستند. در این تحلیل، سطوح تعامل عوامل با یکدیگر مشخص میشود.[1]
در سیستم دین نیز این سه مولفه بهوضوح وجود دارند:
تعادل حیاتی در دین، طیف اهداف دین[2] است که نقطه ثقلی است که مجموعة گزارههای دین را منسجم و متعادل کرده و موازنههای لازم بین محرکها و پاسخها را ایجاد مینماید.
میدانهای نیرو در دین، حداقلها و حداکثرهایی است که در موضوعات مختلف توسط دین تعیین شده است. این حداقل و حداکثرها، مرزها و حدودی هستند که بهعنوان صافیِ جهتدهنده به کلیّة ارتباطات میانگزارهیی در عرصة دین و صافیِ فعالیتها در عرصة دینداری عمل میکنند.
برآیندبُرداری در دین، گزارههایی هستند که سطوح و لایهها و معادلاتِ کلی را بیان میکنند و رابطة بین آنها را تبیین مینمایند. این گزارهها توسط علمِ "قواعدفقه" و علمِ "اصولفقه" بهتفصیل تعریف و توصیف شدهاند.[3]
[1] ر.ک به مقالة "رویکرد سیستمی برای تحلیل رفتار مصرفکننده"، دکتر محمدرضا حمیدیزاده، مجلة تدبیر، شماره110
نکته: بهجهت مستندسازیِ بحث به یک تحلیلِ تخصصیِ روشمند در مباحث سیستم و مدلسازی، آنچه از مفروضات سیستمی بودنِ دین در این قسمت ارائه شد، با مفروضات سیستمی که در مقالة تخصصیِ فوق ذکر شده است تطبیق گردید و با مفهومسازیِ مجدد ارائه شد.
[2] از منظر بروندینی، هدف نهایی دین، شهود خدا(موجود بینهایت) است و هدف میانی دین، برقراری عدلِ شبکهای در هستی است.
برنامة اجرایی برای رسیدن به این اهداف، نیازمند وجود مقدمات و زمینههایی است که عقل، آنها را بهعنوان جزءالعلّه ضروری میبیند که عبارتند از: بقاء و سلامت "نفس و نسل"، بقاء و سلامت "عقل و تفکر"، بقاء و سلامت"دین"، بقاء و سلامت "اجتماع"، بقاء و سلامت "محیط". بنابراین اگر انسانها توانایی بهوجود آوردن این زمینهها را نداشته باشند، دین، باید برنامههای لازم برای تامین این زمینهها را نیز ارائه کند. از منظر دروندینی، موارد زیر بهعنوان هدف و مقصد دین، بیان شدهاند:
- شفافسازی حق و باطل در اختلافات(لِتُبَینَ لهَُمُ الَّذِى اخْتَلَفُوا فِیهِ، لِتَستَبِینَ سبِیلُ الْمُجْرِمِینَ)
- هموارسازی راه رسیدن به لقاء خدا در کوتاهترین مسیر(هُدًى وَ رَحْمَةً، َ لَعَلَّکمْ تُرْحَمُونَ، لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِرَطٍ مُّستَقِیمٍ، ، لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ، لَعَلَّکمْ تَهْتَدُونَ، لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ، لَعَلَّهُمْ یَرْشدُونَ، دَعَاکُمْ لِمَا یحْیِیکمْ، رَحْمَةً لِّلْعَلَمِینَ)
- حرکت به سوی حقیقت و فطرت(لِتُخْرِجَ النَّاس مِنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ، یهْدِیَکمْ سنَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکمْ)
- هموارسازی بیشتر زندگی ظاهری و باطنی(لأُحِلَّ لَکم بَعْض الَّذِى حُرِّمَ عَلَیْکمْ، رَحْمَةً لِّلْعَلَمِینَ، یَضعُ عَنْهُمْ إِصرَهُمْ وَ الأَغْلَلَ الَّتى کانَت عَلَیْهِمْ، یُرِیدُ اللَّهُ أَن یخَفِّف عَنکُمْ)
- آگاهسازی، نسبت به وجود عوالم ماورایی و روبرو شدن با خدا(لَعَلَّکُم بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ، لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ، یُنذِرُونَکمْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ، لِیُنذِرَ یَوْمَ التَّلاقِ)
- بشارت و هشدار نسبت به وضعیت زندگی ابدی(ِلاُ نْذِرَکُمْ، لِتُبَشِّرَ بِهِ المُتَّقِینَ و تُنْذِرَ بِهِ قَوُمًا لُدًّا، لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون، لِیُنْذِرُوا قَوُمَهُمْ، لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون)
- برقراری ارتباط قلبی با خدا(لِتُؤمِنُوا بِرَبِّکُمْ، ِلتَتَّقُوا، ِلتُکَبِّرُوا اللهَ عَلَی مَا هَدَیکُمْ، ِلتَعْلَمُوا َانَّ اللهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَوَاتِ و الاَرْضِ و اَنَّ اللهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ، ِلیَعْلَمُوا اَنَّمَا هُوَ اِلَهٌ وَاحِدٌ، یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا، کُوُنوا رَبَّانِیِّینَ)
- شفافسازی مقاصد خداوند (لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَانُزِّلَ اِلَیْهِم)
- ایجاد زمینة تفکر و تعقل(لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون، لَعَلَّهُمْ یَعْقِلُونَ، َلعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ، لِیَدَّ بَّرُوا آیَاتِهِ و ِلیَتَذَکَّرَ اُولُواالاَلْبَاب)
- آموزش حقایق(یُعَلِّمُهُمُ الکِتَابَ و الحِکْمَهَْْ، یُعَلِّمُکُمْ مَالَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُون، کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِمَا کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الکِتَابَ و بِمَا کُنْتُمْ تَدْرُسُون)
- ایجاد زمینة لطافت روحی و توسعة ادراکات درونی(لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون، ذَلِکَ اَطْهَرُ لِقُلُوبِکُم، یُریِدُ لِیُطَهِّرَکُم، شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُور، ِلیُمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِکُم، یُزَکِیهِم)
- برقراری عدل(اُمِرْتُ لِاَعْدِلَ بَیْنَکُم، اِعْدِلوُا هُوَ اَقْرَبُ للِتَّقْوَی، لِیَقُومَ النَّاسُ بِالقِسْطِ)
- مدیریت و حکومت(لِتَحْکُمَ بَینَ النَّاسِ، فَاحْکم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَک مِنَ الْحَقِّ لِکلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شرْعَةً وَ مِنْهَاجاً)
- اصلاح و رشد جامعه(یَامُرُهُمْ بِالمَعْرُوفِ و یَنْهَاهُمْ عَنِ المُنْکَرِ، لایُشْرِکْنَ و لایَزْنِینَ و لایَسْرِقْنَ و لایَقْتُلْنَ اَوُلادَهُنَّ و لایَاتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرینَِهُ بَینَ اَیْدِیهِنَّ و اَرْجُلِهِنَّ و لایَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ)
- متعادلسازی زندگی(یُحِلُّ لهَمُ الطَّیِّبَاتِ و یُحَرِّمُ عَلیْهِمُ الخَبَائِثَ)
- حداکثرسازی زمان زندگی(یُؤَخِّرَکُمْ اِلیَ اَجَلٍ مُسَمَّی)
- ارائه الگوی عینی برای زندگی(لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ اُسْوَهٌْْ حَسَنَهٌْْ، اِنَّا اَرْسَلنَاکَ شَاهِدًا)
- جهانی شدن(لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ)
[3] برای اطلاع بیشتر از قواعد فقه به منابع زیر مراجعه فرمایید:
"القواعد و الفوائد"، محمدبنمکی(شهید اول، شهادت786هجری)، انتشارات مفید قم
"تمهید القواعد"، زینالدینبنعلی عاملی(شهید ثانی)، دفتر تبلیغات اسلامی قم1374
"القواعد الفقهیه"، حسن بجنوردی، نشر الهادی1377
"القواعد الفقهیه"، محمد فاضل لنکرانی، 1374
"القواعد الفقهیه"، ناصر مکارم شیرازی، نشر مدرسه امام علیبنابیطالب1379
"قواعد فقه"، مصطفی محقق داماد، انتشارات سمت1379
"کاربرد قواعد فقه در حقوق"، عیسی کشوری، نشر غیاث1374
"القواعد"، محمدکاظم مصطفوی، نشر جامعه مدرسین حوزه قم1379
"دروس تمهیدیه فی القواعد الفقهیه"، باقر ایروانی، نشر فقه1376
- ۹۳/۰۴/۱۶
- ۴۰۳ نمایش