اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

۹ مطلب با موضوع «نوشته های من» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه :

نوشته های حدیثی در ابتدا به صورت جزوه های کوچکی که مشتمل بر چند حدیث بود شکل گرفت . این نوشته ها دارای نظم  و موضوع بندی خاصی نبود و صرفا دارای چند حدیث در موضوعات خاص بود . به این جزوه ها اصل می گفتند زیرا از نوشته دیگری در نوشتن آنها استفاده نمی شد. شیخ مفید دوران تصنیف اصول چهارصد گانه را عصر امام علی علیه السلام تا امام عسکری علیه السلام ذکر کرده است.

با توجه به حجم کم و پراکندگی موضوعی روایات اصول ، برخی از محدثان در زمان ائمه کوشیدند تا با جمع آوری روایات یک موضوع خاص در مجموعه ای مستقل کار دسترسی به روایات را آسان سازند ، از این رو آثار متععدی با عنوان کتاب همچون کتاب الصلاة و امثال آن شکل گرفت .

در زمان امام کاظم و امام رضا علیهما السلام تا زمان غیبت صغری که ارتباط مستقیم با امامان به تدریج سخت تر میشد . عالمان شیعه به تدوین کتاب هایی که جامع احادیث در موضوعات مختلف بود روی آوردند که دسته بندی مناسب تر و تعداد روایت بیشتری را ثبت می کردند .

جوامع کتاب هایی هستند که احادیث در آنها به ترتیب باب های فقه گردآوری شده باشد .

متن مقاله

دسته بندی جوامع حدیثی :

الف- جوامع حدیثی متقدم که چهار عدد میباشند :

۱- ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی مولف کتاب الکافی (م 329 ق)

۲- ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه ، شیخ صدوق مولف کتاب من لا یحضره الفقیه (م 381 ق)

۳- ابوجعفر محمد بن حسن طوسی مولف کتاب های تهذیب الاحکام و الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار (م 460 ق)

ب- جوامع حدیثی متاخر که  سه عدد میباشند :

۱- محمد بن مرتضی ، ملا محسن فیض کاشانی مولف کتاب الوافی (م 1091 ق)

۲- محمد بن حسن ، شیخ حر عاملی مولف کتاب وسائل الشیعه (م 1104 ق)

۳- محمدباقر مجلسی مولف کتاب بحارالانوار (م 1110 ق) ...

  • داوود درمنکی فراهانی

درلغت نامه آکسفورد در ذیل کلمة Religion آمده است:

دین، باور داشتن وجودِ یک قدرتِ حاکمِ ماوراء طبیعی است که سازنده و اداره‌کنندة هستی است، کسی که هویّتی روحانی به انسان بخشیده است که سبب ادامه یافتن زندگی او پس از مرگ می‌شود.[1]

دین عبارتست از باور داشتن وجودِ خدا یا خدایان و فعالیت‌هایی که مرتبط با عبادت آنهاست.[2]



[1] لغت‌نامه آکسفورد(Advanced)، ویرایش دوم سال1962؛ عین عبارت این‌گونه است:

"Religion: belief in the existence of a supernatural ruling power, the creator and controller of the universe, who has given to man a spiritual nature which continues to exist after the death of the body."

[2] لغت‌نامة آکسفورد(Advanced)، ویرایش ششم سال 2000؛ عین عبارت این‌گونه است:

"Religion: the belief in the existence of a god or gods, and the activities that are connected with the worship of them."

(تغییری که در تعریف دین از ویرایش دوم تا ویرایش ششم داده شده است، سرنخ‌هایی نسبت به وضعیت تفکر دینی در غرب به‌دست می‌دهد.)

  • داوود درمنکی فراهانی

خطبه غّراء
سید رضی در ذیل این خطبه طولانی می گوید- بعد از آنکه این خطبه به پایان رسید همه چشمها گریست و همه بدنها لرزید و همه دلها تپید. و خود مردم نام این خطبه حضرت را خطبة غرّاء گذاشتند. بخشی از این خطبه را در ذیل می خوانیم.
فالقلوب قاسیةٌ عن حظها، لاهیةٌ عن رشدها، سالکةٌ فی غیر مضمارها (مضمار جایی را می گویند که اسبها را برای مسابقه تمرین و ورزش یدهند تا ورزیده شوند) کءنَّ المعنیَّ سواها، و کءَنَّ الرشد فی احراز دنیاها.
واعلموا ان مجازکم علی الصراط و مزالق دَحضه، واهاویل زلله وتارات اهواله.
فاتقوا الله عباد الله تقیة ذی لب شَغَل التفکر قلبَهُ، وانصب الخوف بدنه، واسهر التهجد غرار نومه.
خطبه 83

  • داوود درمنکی فراهانی

بسم الله الرحمن الرحیم

به کجا می رویم ؟!!!...

در پی فرمایش مقام معظم رهبری نسبت به کاهش نسل و خطری که از جانب آن کشور را تهدید میکند بر آن شدم که نکاتی را نسبت به این موضوع بیان کنم :

اولا اینکه نرخ باروری به معنای متوسط تعداد فرزندان زنده ای است که هر زن به دنیا می آورد (یعنی فرزندانی که جایگزین پدر و مادر میشوند). و از طرفی در صورتی افراد جامعه ای ثابت می مانند که نرخ رشد جمعیت آن جامعه 2.1 باشد و اگر کمتر از این مقدار باشند، بعد از دو نسل رشد جمعیت آن جامعه به صفر می رسد .

دقیقا مشکل و خطری که جامعه ما را تهدید میکند از همین ناحیه است . از آنجا که نرخ رشد جمعیت ایران هم اکنون 1.7 می باشد که این نرخ سال به سال کمتر می شود .

البته این نرخ باروری میانگین همه نقاط کشور اعم از شیعه و سنی می باشد ،و اگر بخواهیم فقط نرخ رشد جمعیت مناطق شیعه نشین را بررسی کنیم به رقم دردآور کمتر از 1.3 می رسیم .

باز این آمار بیشتر خود را نمایان می کند وقتی بدانیم که اگر به همین شکل به جلو برویم و جبران جمعیتی صورت نگیرد در سال 1470 تا 1480 جمعیت ایران به 19 میلیون نفر میرسد که نیمی از آن ها بالای 65 سال دارند پس نیمی از جمعیت کشور در آن سال ها پیر و مصرف کننده و پر هزینه هستند . و نیم دیگر نیز کودکان و نوجوانان و جوانانی هستند که محصول تک فرزندی هستند .

حال اگر بدانیم که هم اکنون در کشور 15 میلیون زوج متاهل در سن باروری داریم و از این تعداد 3 میلیون زوج نابارور و 3 میلیون دیگر هم در این سال ها عقیم سازی شده اند . و تعداد نا معلومی هم توانایی جسمی و روحی فرزند آوری را ندارند و عده کثیری هم معتقدند (فرزند کمتر ، زندگی بهتر) . آن وقت معلوم میشود چرا برژینسکی سیاستمدار کهنه کار و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا گفته است : از فکر کردن به حمله پیش دستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها را با تهران ادامه دهید چون زمان ، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست (خبر گزاری فارس 15/12/1388 خبر شماره 881250226) .

جالب تر اینکه نرخ رشد جمعیتی در رژیم صهیونیستی در سال 1390 ، 2.8 بوده و امسال به 3.2 رسیده است . و کشور های اروپایی و آمریکا 55 سال است که سیاست افزایش نسل را دارند اما برای شرق و بویژه کشور های اسلامی و ایران نسخه کنترل جمعیت پیچیده و به مسئولینی که در این زمینه در کشور ما فعال تر بوده اند جایزه می دهند . زیرا قرار بوده نرخ رشد جمعیت ایران را که در سالهای اولیه دهه شصد 3.4 بوده ،  در سال 90 به 2.1 برسانند ولی این آقایان با تلاش فراوان توانسته اند این رقم را در سال 79 متحقق کنند .

حال اگر بدانیم که شعار سال سازمان ملل (جمعیت عامل قدرت و ثروت) است . و بدانیم که جمعیت است که باعث رشد اقتصادی و رشد تولید و رشد بازار می شود و بدون آن رشد اقتصادی نابود خواهد شد ، دیگر دلیل کمبود های اقتصادی را برای عدم فرزند آوری نخواهیم آورد .

علاوه بر اینکه خطرات جدی امنیتی و فرهنگی نیز در انتظار ماست ...

والسلام

  • داوود درمنکی فراهانی

از جمله خطبه‏های آن حضرت است که علی بن عیسی اربلی آورده است:

حسین علیه‏السلام خطبه‏ای انشاء نموده و فرمود:

ای مردم! در صفات حمیده بر یکدیگر افتخار کنید! و بر مکارم اخلاق مباهات نمائید! و در فراگیری از ثمرات با ارزش روحی و معنوی شتاب ورزید! کار نیکی را که در آن سرعت ندارید، به حساب نیاورید! با ظفر و پیروزی در به پایان رساندن کار، ستایش و تمجید برای خود بیافرینید! و با سستی و کندی کسب سرزنش و مذمت نکنید! و بدانید که: در هر شرط و موقعیتی که کسی به دیگری احسان نموده و چنین می‏پندارد که او به شکرش قیام نکرده و به سپاس برنخاسته است، خداوند خودش برای او جزا و پاداش است؛ چون بخشش خداوند فراوان‏تر و سرشارتر، و مزدش بزرگتر است. و بدانید که حوائج مردم به شما از جمله‏ی نعمتهای خداوندی است بر شما؛ پس با این نیازمندیها با ملال و خستگی مواجه نشوید تا آن نعمتها به مکافات و انتقام تبدیل نشود. و بدانید که کارهای خوب و پسندیده، ستایش و آفرین را در بردارد، و اجر و پاداش نیک را به دنبال می‏کشد. و اگر شما خوبی و پسندیدگی را به صورتی مجسم می‏دیدید، هر آینه آن را به صورت مردی زیبا و نیکو روی و جمیل المنظر می‏یافتید، که برای نظاره کنندگان بهجت بخش و مسرت آمیز بود. و اگر شما زشتی و نکوهیدگی را به صورت مجسم می‏دیدید، هر آینه آن را به صورت مردی زشت و کریه المنظر می‏یافتید که دل‏ها از او می‏رمید، و در برابر آن چشم‏ها و نگاه‏ها به زیر می‏آمد. ای مردم! کسی که بخشش کند سرور و بزرگ می‏شود؛ و کسی که بخل ورزد به پستی می‏گراید. و سخی‏ترین مردم آنکس است که ببخشد به کسی که در او امید تلافی و پاداش ندارد. و با گذشت‏ترین مردم کسی است که با وجود قدرت و توانائی عفو پیشه گیرد. و پیوند کننده‏ترین مردم کسی است که با افرادی که با او بریده‏اند بپیوندد. تنه‏ی درختان و غیرها با وجود اتکای آنها به ریشه‏های خود، به واسطه‏ی شاخه‏ها بالا می‏روند و رشد می‏کنند و بهره می‏دهند. پس هرکس برای رسانیدن خیری به برادرش شتاب ورزد؛ شاخه‏ای از درخت معنویت آفریده؛ فردا که بر آن وارد می‏شود آن خیر را خواهد یافت. و کسی که در احسانی که به برادرش کرده است خدا را در نظر داشته و برای رضای او انجام داده است، خداوند در وقت نیازمندی او، آن خیر را به او می‏رساند؛ و بیشتر از آن مقدار، از بلاهای دنیا را از او می‏گرداند و دور می‏کند. و کسی که غم و اندوه مؤمنی را بزداید، خداوند غم و غصه‏های دنیا و آخرت را از او می‏گرداند. و کسی که نیکوئی کند، خداوند به او نیکوئی می‏کند، و البته خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

«کشف الغمة» طبع سنگی، ص 184.

  • داوود درمنکی فراهانی

وصیت حضرت به محمد بن حنفیه و در وقتی که آن حضرت می‏خواستند از مدینه‏ی منوره به مکه‏ی مکرمه حرکت کنند، وصیت‏نامه‏ای نوشته و آن را به خاتم خود ممهور نمودند؛ و سپس آن را پیچیده و به برادر خود محمد بن حنفیه تسلیم نمودند. و پس از آن با او وداع نموده و در جوف شب سوم شعبان سنه‏ی شصت هجری با جمیع اهل‏بیت خود به سمت مکه رهسپار شدند. و آن وصیت چنین است:

«بسم الله الرحمن الرحیم. اینست آن وصیتی که حسین بن علی بن أبی‏طالب به برادرش: محمد که معروف به ابن‏حنفیه است می‏نماید: حقا حسین بن علی گواهی می‏دهد که هیچ معبودی جز خداوند نیست؛ اوست یگانه که انباز و شریک ندارد. و بدرستیکه محمد صلی الله علیه و آله، بنده‏ی او و فرستاده‏ی اوست که به حق از جانب حق آمده است. و اینکه بهشت و جهنم حق است، و ساعت قیامت فرامی‏رسد و در آن شکی نیست. و اینکه خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند برمی‏انگیزاند. من خروج نکردم از برای تفریح و تفرج؛ و نه از برای استکبار و بلند منشی، و نه از برای فساد و خرابی، و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری! بلکه خروج من برای اصلاح امت جدم محمد صلی الله علیه و آله می‏باشد. من می‏خواهم امر به معروف نمایم، و نهی از منکر کنم، و به سیره و سنت جدم، و آئین و روش پدرم علی بن أبی‏طالب علیه‏السلام رفتار کنم. پس هرکه مرا بپذیرد و به قبول حق قبول کند، پس خداوند سزاوارتر است به حق. و هرکه مرا در این امر رد کند و قبول ننماید، پس من صبر و شکیبائی پیشه می‏گیرم، تا آنکه خداوند میان من و میان این جماعت، حکم به حق فرماید؛ و اوست که از میان حکم کنندگان مورد اختیار است. و این وصیت من است به تو ای برادر! و تأیید و توفیق من نیست مگر از جانب خدا؛ بر او توکل کردم، و به سوی او بازگشت می‏نمایم. و سلام بر تو و بر هر که از هدایت پیروی نماید. و هیچ جنبش و حرکتی نیست، و هیچ قوه و قدرتی نیست؛ مگر به خداوند بلند مرتبه و بزرگ.»

 (1) این وصیت را محدث قمی در «نفس المهموم» ص 45، از علامه‏ی مجلسی در «بحارالأنوار» از محمد بن أبی‏طالب موسوی آورده. و نیز در «ملحقات احقاق الحق» ج 11، ص 602، از خوارزمی در کتاب «مقتل الحسین» ج 1، ص 188 طبع نجف آورده است. و در «مقتل علامه‏ی خوارزمی» ج 1، ص 188 موجود است.

  • داوود درمنکی فراهانی

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم؟                    

چرا باید خاطره حادثه ای را که 1367 سال پیش اتفاق افتاده زنده کرد؟چرا باید یک کشور برای گرامیداشت یک اتفاق تعطیل شود واین همه سرمایه و انرژی برای این کار مصرف شود؟

جواب این سوال را در ضمن چند مطلب بیان می کنم:

  • داوود درمنکی فراهانی
فضایل و مناقب امام حسین علیه السلام چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط سید محسن امین   

امام حسین (ع) در سایه عنایت و تربیت رسول الله (ص)، فصیح‏ترین مرد عرب قرار گرفت.پدرش امیر المؤمنین (ع)، کسى که سخن او پس از پیامبر (ص) بالاتر از کلام مخلوق و پایین‏تر از کلام خالق بود.مادرش فاطمه زهرا (س) که خود از چشمه نطق و بیان پدرش رسول خدا (ص) سیراب گشته بود.بنابراین جاى شگفتى نیست، که بگوییم هیچ کس در فصاحت و بلاغت به پایه آن حضرت نمى‏رسید.خطابه او در روز عاشورا که مصائب و مشکلات سراسر وجودش را احاطه کرده و غم و اندوه از هر سو وى را در تنگنا قرار مى‏داد، با این وصف هرگز نلرزید و اضطراب و پریشانى به خود راه نداد، و این خود نشانگر آن است که بیان او فصیح‏تر و سخن او بلیغ‏تر از هر کس بوده است، و در اجتماع مردم کوفه با دلى قوى و قلبى ثابت و بیانى گویا به سخن پرداخت، چنان که گویى بیانش چون سیلى است خروشان که دشمن را از پا در مى‏آورد.سخنى که در بلاغت و رسایى کلام تا آن زمان هرگز شنیده نشده و بعدا نیز شنیده نخواهد شد.تا آنجا که دشمن او با شنیدن سخنان کوبنده او مردم را از این امر بازداشت و گفت: واى بر شما .او فرزند همان پدر است.به خدا قسم، چنانچه یک بار دیگر بدین ترتیب براى شما سخن بگوید، هرگز قادر به آزار و یا محاصره او نخواهید بود.

  • داوود درمنکی فراهانی

نگاهی به زندگی آیت الله حق شناس

گلشن تاریخ پر افتخار ایران اسلامی همواره حضور صاحب‌دلان آگاه و دانشوران پاک نهاد را به خود دیده و از گستره آسمان علم و عرفان آنان استفاده کرده است.

 

  • داوود درمنکی فراهانی