اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

۱۳ مطلب با موضوع «نگرش سیستمی به دین» ثبت شده است

سیستم در لغت این‌گونه تعریف شده است: "مجموعة منظم افکار یا نظریات، روشی خاص برای انجام کارها، مجموعه‌یی از اشیاء و قطعاتی از لوازم که به‌یکدیگرمتصلند و با هم کار می‌کنند، بدن انسان یا حیوان یا قسمتی از آن از حیث نظم و فعالیت‌هایشان که موجب کارکرد و بروز اثری می‌شود."[1]

در اصطلاح، یک سیستم یا شبکه، مجموعه‌ای از عناصر است که با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و برای تحقّق یک هدف در تلاش‌اند. سیستم، مجموعه عناصر فعّالی است که در زمان و مکان خاص با نوعی کنترل و تصمیم‌گیرندگی و ارزیابی به‌هم مربوط هستند.[2] سیستم، متضمن همکاری و تضاعف[3] نیروهاست و به‌معنی یک کل است.[4]

مولّفه‌های اصلی یک سیستم عبارتند از: اجزاء و عناصر(متغیّرها)، روابط بین اجزاء، هدف، مرز سیستم و محیط سیستم(تفکیک بین عوامل خارج از سیستم و عوامل داخلی سیستم)، جریان سیستم(نحوة فعالیّت متغیّرهای داخلی و خارجی برای رسیدن به هدف سیستم)، بازخورد(بررسی نتایج به‌دست آمده از جریان سیستم و اصلاح نقاط نامناسب و بهینه‌سازی جریان، و اعمال دوبارة آن به سیستم)، پایداری سیستم(میزان قابلیت مقابله یا انعطاف سیستم در برابر تغییرات احتمالی).

سیستم‌ها از نظر رفتاری که بروز می‌دهند مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرند. رفتار سیستم یعنی چگونگی فعالیت متغیّرهای آن برای رسیدن به هدف سیستم.

در مباحث سیستمی، طراحی و تحلیل سیستم، نقطة مرکزی است.  تحلیل سیستم یعنی بررسی یک سیستم به هدفِ حلّ نارسایی و مشکل آن یا به هدف ارتقاء وضعیت و رساندن به موقعیت بهتر. در تحلیل سیستمی به‌دنبال تجزیة سیستم به عوامل تشکیل‌دهندة آن و روابط بین آنها و بررسی میزان فعل‌وانفعال بین اجزاء و دست‌یابی به میزان موفقیّت این تعاملات در تامین هدف سیستم هستیم. و طراحی سیستم یعنی ایجاد ترکیبی از عناصر و عوامل که با کمترین هزینه  بیشترین بازدهی حاصل شود. طراحی و تحلیل سیستم براساس روش تفکر سیستمی انجام می‌شود.

جوهرة سیستم، تنظیم روابط بین متغیرهای درونی و بیرونی سیستم است. یعنی تعیین کمیت و کیفیت اثرگذاری و اثرپذیری میان متغیرها. جوهرة سیستم تعریف معادلات ارتباطی بین عناصر سیستم است؛ پس برای سیستم‌سازی باید بر فرآیندهای[5] حاصل از ارتباط عناصر سیستم متمرکز شد.

اگر بخواهیم سیستم‌سازی و مدل‌‌سازی براساس اسلام را فعال کنیم و فضای جهانی را به‌سوی پذیرش سیستم‌ها و نظام‌های اسلام به‌پیش ببریم باید گفتمان مطالبه و تولید فرآیندها و معادلات ارتباطی تعریف شده توسط دین را فعال کنیم.



[1] لغت‌نامه اکسفورد2001، نشر مهر1379، ذیل کلمةsystem

[2] "نگرش سیستمی، دکتر مهدی فرشاد، انتشارات امیرکبیر1362، ص42

[3] منظوز از تضاعف نیروها، فعل‌وانفعال عناصر سیستم با یکدیگر است به‌طوری که آثار و ترکیب آنها بزرگتر از مجموع آثار یکایک آنها باشد.

[4] "پویایی‌های سیستم"، دکتر محمدرضا حمیدی‌زاده، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی1379، ص23

[5] فرآیند، فعل‌وانفعال میان عناصر و اجزائی است که با یکدیگر مرتبطند. فرآیندها، منجر به یک برآیند در نیروهای فعال در یک مجموعه ارتباطی می‌شوند. هویت اصلی فرآیندها، تعیین کمیت و کیفیت ارتباطات است.

  • داوود درمنکی فراهانی

"تمدن"، کلمه‌ایی است که هر چه عقلانیت بشر بیشتر می‌شود سخن از این کلمه و توجه به آن نیز بیشتر می‌گردد. در تبیین هویت تمدن، گفته‌اند:

  1. تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت. در شهر، اقامت کردن و انتظام شهر نمودن و اجتماع اهل حرفه.[1]
  2. تمدن، موقعیتی از جامعه انسانی است که سازمان یافته و توسعه یافته باشد.[2]
  3. تمدن، خلاقیت فرهنگی است که در نتیجه نظم اجتماعی و قانون و رفاه نسبی به‌وجود می‌آید.[3]
  4. تمدن، فرهنگ جمعی است.[4]

آنچه پس از تامل و بررسی واقعیت‌ها می‌توان بیان کرد این است که:

تمدن، زندگی جمعی در سیستم‌های بهم‌پیوسته‌ای است که شبکه معرفتی، قانونی و فرهنگی واحدی را بوجود آورده‌اند.

جوهرة تمدن، ساختارها و سیستم‌های بهم‌پیوستة آن است؛ زندگی‌های متعالیِ فردی و جمعی‌ای وجود دارند که براساس وظائف و مسئولیت‌های فردی به حیات

خود ادامه می‌دهند ولی اطلاق کلمه تمدن بر آنها احساس استعمال لفظ در معنی واقعی خود را در انسان ایجاد نمی‌کند. بله فرهنگی شکل گرفته است ولی جلوه‌های تمدن مشاهده نمی‌شود.

تمدن‌ها در ساختارها و سیستم‌ها متولد می‌شوند. فقط جامعه‌ای که دارای سیستم بهداشتی، آموزشی، قضائی، غذایی، حمل‌ونقل، امنیتی و دفاعی، فرهنگی، اقتصادی

، مدیریتی، خانوادگی، عبادی، خدماتی، رسانه‌ای، بین‌المللی و ...باشد و این سیستم‌ها به‌صورت یک شبکة واحد متصل به‌هم مدیریت شوند، دارای تمدن خواهد بود.

پس برای تمدن‌سازی باید بر سیستم‌سازی و شبکه‌ کردن سیستم‌ها متمرکز شد.

اگر بخواهیم تمدن‌سازیِ اسلام را فعال کنیم و فضای جهانی را به‌سوی پذیرش تمدن اسلام به‌پیش ببریم باید گفتمان مطالبة و تولید سیستم‌‌ها و مدل‌های

شکل گرفته براساس دین را فعال کنیم



[1] لغت‌نامه دهخدا، ذیل کلمة تمدن

[2] لغت‌نامه آکسفورد، ذیل کلمة Civilization

[3] تاریخ تمدن، ویل دورانت، مقدمه

[4] مقاله تعریف تمدن،‌دکتر هاشم رجب‌زاده

  • داوود درمنکی فراهانی

این سوالی است که پاسخ به آن موجب پیدایش نظریات مختلف در مورد پایان تاریخ شده است؛ یک تئوری‌پرداز ‌هرج و مرج و کشتار را سرانجام زندگی بشر می‌داند؛ دیگری جامعه اشتراکی را سرانجام قهری بشر در روند زندگی می‌بیند و فردی سومی، شیوه زندگی لیبرال دموکراسی امریکایی را پایان تمدن‌سازی بشریت می‌انگارد. این سوال را به اسلام عرضه می‌کنیم و پاسخ او را می‌طلبیم، ندای آیاتِ زیر به گوش می‌رسد:

وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین‏[1]

(می‌خواهیم بر مومنینی ‌که پست و ناچیز شمرده شده‌اند لطف خود را جاری کنیم و آنها را به رهبری برسانیم و آنها را کسانی قرار دهیم که تمام منابع و امکانات زمین در اختیار آنها باشد.)

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون‏[2]

(این مطلب را که مدیریت جهانی به‌دست بندگان درست‌کار من خواهد رسید، دقیقا در کتاب زبور و سپس در تورات آورده‌ایم.)

سرانجامِ بشریت، براساس تفکر اسلام،‌ ظهور تمدنی براساس حرکت به سوی خداست؛ "تمدن خدامحور"؛ تمدنی با نظام‌ها و ساختارهای مبتنی بر احساس خدا و هماهنگ با شبکه هستی و در نتیجه تمدنی که تمام موجودات در آن در مسیر رشد و تکامل ظاهری و باطنی قرار می‌گیرند.



[1] سوره قصص/ آیه5

[2] سوره انبیاء / آیه105

  • داوود درمنکی فراهانی