اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند.

اسلام دین دانش و عشق

۱۳ مطلب با موضوع «نگرش سیستمی به دین» ثبت شده است

درلغت نامه آکسفورد در ذیل کلمة Religion آمده است:

دین، باور داشتن وجودِ یک قدرتِ حاکمِ ماوراء طبیعی است که سازنده و اداره‌کنندة هستی است، کسی که هویّتی روحانی به انسان بخشیده است که سبب ادامه یافتن زندگی او پس از مرگ می‌شود.[1]

دین عبارتست از باور داشتن وجودِ خدا یا خدایان و فعالیت‌هایی که مرتبط با عبادت آنهاست.[2]



[1] لغت‌نامه آکسفورد(Advanced)، ویرایش دوم سال1962؛ عین عبارت این‌گونه است:

"Religion: belief in the existence of a supernatural ruling power, the creator and controller of the universe, who has given to man a spiritual nature which continues to exist after the death of the body."

[2] لغت‌نامة آکسفورد(Advanced)، ویرایش ششم سال 2000؛ عین عبارت این‌گونه است:

"Religion: the belief in the existence of a god or gods, and the activities that are connected with the worship of them."

(تغییری که در تعریف دین از ویرایش دوم تا ویرایش ششم داده شده است، سرنخ‌هایی نسبت به وضعیت تفکر دینی در غرب به‌دست می‌دهد.)

  • داوود درمنکی فراهانی
د- یک نمونه مدل‌سازی شده از مجموعه گزاره‌های مرتبط با موضوعِ "نان":

موضوعات تاثیرگذار در زندگی انسان به دودسته‌ی حداقلی وحداکثری تقسیم می‌شوند. موضوعاتی که حداکثر تاثیر را در زندگی انسان می‌گذارند، موضوعات حیاتی یا "استراتژیک" هستند که بدون ملاحظة موقعیت آن‌ها نمی‌توان استمرار زندگی را انتظار داشت. نیازهای غذایی انسان از این دسته موضوعات و مبنایی‌ترین مساله حیات او هستند و نیازمند مبنایی‌ترین محاسبات و برنامه ریزی‌ها می‌باشند. برخی گزاره‌های دینی مرتبط با این موضوع عبارتند از:

خَیرُ طَعَامِکُم الخُبْزُ[1]

ترجمه: "بهترین غذای شما نان است."

اِنَّمَا بُنِیَ الجَسَدُ عَلَی الخُبزِ[2]

ترجمه: "نیروی بدن از نان است. پایه واساس بدن بر نان است."

أَکْرِمُوا الْخُبْزَ فَإِنَّهُ قَدْ عَمِلَ فِیهِ مَا بَیْنَ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَا فِیهَا مِنْ کَثِیرٍ مِنْ خَلْقِهِ[3]

ترجمه: "به نان اهمیت فراوان بدهید و با احترام نسبت به آن رفتار کنید چرا که تمام فعالیت آسمانها وزمین و تمام موجودات عالم از زمین تا عرش خدا، برای تولید آن هماهنگ شده و تلاش کرده‌اند."

أَعْلَیَ الطَّعَامِ الْخُبْزُ وَ اللَّحْمُ وَ أَوْسَطُهُ الْخُبْزُ وَ الزَّیْتُ وَ أَقَلُّهُ الْخُبْزُ وَ الْمِلْحُ.[4]

ترجمه: حضرت صادق علیه السلام درتفسیر آیه"به فقرا از نوع متوسط غذایی که می خورید بدهید" فرمودند:

"منظور از نوع متوسط غذایی که می خورید سرکه و زوغن زیتون و نان است. بهترین نوع غذا، نان وگوشت است و کمترین کیفیت در غذا، نان ونمک است."

کَادَ الفَقْرُ اَنْ یَکُونَ کُفْرًا[5]

ترجمه: "فقراز موثرترین عوامل کفر و زمینه‌ساز روی گرداندن از حقایق است."[6]

اگر با دید سیستمی و استراتژیک به این روایات نظر شود به‌دست می‌آید که این روایت‌ها فقط در مقام تعیین جایگاه نان در زندگی انسان نبوده، در مقامِ القاء سه امر زیر نیز هستند:

  • داوود درمنکی فراهانی
  1. روایت "النَّظَافَةُ مِنَ الْإِیمَان"[1]، صرفا یک توصیه اخلاقیِ فردی نیست بلکه عنصری در ساختار فرهنگی جامعه اسلامی است و اگر بخواهیم آن را به صورت یک جمله از چشم‌انداز جامعه اسلامی تبدیل کنیم عبارت زیر به‌دست می‌آید: در بیست سال آینده جامعه اسلامی، تمیزترین جامعه و کشور و مردم در جهان است.

همینطور روایتِ "أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُم"[2] را به یک جملة چشم‌اندازی که تبدیل کنیم اینگونه خواهیم داشت که: در بیست سال آینده جامعه اسلامی، منظم‌ترین جامعه، کشور و مردم در جهان است.

  1. روایت" لَإِقَامَهُْْ حَدٍّ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً"[3] (ترجمه: تأثیر اجرای مجازات‌ِ جرائم اصلی در حرکت جامعه به‌سوی کمال، بیشتر از تأثیر چهل روز بارش باران است) یعنی ضریب اهمیّت اجرای قانون و مجازات ناقضین آن، برای تحقّق جامعه مطلوب، بیش از قدرت اقتصادی منابع طبیعی است.
  2. روایت "" لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّهُْْ بِخَیْرٍ مَا لَمْ یَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا أَطْعِمَهَْْ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ".[4] ترجمه: "مسلمانان تا وقتی از لباس و غذای غیرمسلمانان تبعیت نکرده‌اند، در مسیر رشد و تکامل حرکت خواهند کرد؛ ولی هرگاه رو به لباس‌ها و غذاهای آنها آورند به ذلّت و بیچارگی خواهند افتاد." تعیین‌کنندة یک نقطه بحران در کل جامعه اسلامی است.  بسته به میزان تأثیر این موقعیت بر دور شدن سیستم از هدفش، ضریب بحران نیز تغییر خواهد کرد.
  3. روایت "دِرْهَمٌ یُوصَلُ بِهِ الْإِمَامُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِیمَا سِوَاهُ مِنْ وُجُوهِ الْبِرّ."[5] ترجمه: "رسیدگی مستقیم به فقراء و نیازمندان و انجام کارهای خیر خوب است اما اگر یک ریال ناچیز هم به‌دست امام که حاکم اسلامی است برسد و از طریق او کارسازی شود، ضریب کارآیی آن برای رشد و تعالی جامعه، دو میلیون برابر خواهد بود." بیانگر بهینه‌سازی در پرداخت‌های انتقالی(وجوهی که از صاحبان ثروت اخذ می‌شود و برای نیازمندان کارسازی می‌شود)، با به جریان انداختن آنها در مسیر کلان و از طریق مدیرِ عادلِ دارای احاطه بر لایه‌های جامعه تحقّق می‌‌پذیرد.
  4. روایت " حُسْنُ السُّؤَالِ نِصْفُ الْعِلْم"[6] بیانگر راهبرد شیوة آموزش مساله‌محوری است.
  5. آیة " ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ "[7] بیانگر راهبرد رسانه‌ایی در نگرش اسلام است که طراحی سه‌بُعدیِ پیام را پیشنهاد می‌دهد.[8]
  6. روایت " مَنْ تَطَبَّبَ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ وَ لْیَنْصَحْ وَ لْیَجْتَهِد"[9] بیانگر نقطه اهرمیِ منشور اخلاق پزشکی است.


[1] بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج59 ؛ ص291

[2] بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج42 ؛ ص256

[3] تهذیب الاحکام؛ شیخ طوسی؛ جلد 10؛ صفحه 146؛

مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ علیه‌السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ "وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها"، قَالَ:

"لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَیُحْیُونَ بِالْعَدْلِ فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْیَاءِ الْعَدْلِ وَ لَإِقَامَهُْْ حَدٍّ فِیهِ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً."

[4] وسائل‌الشیعه؛ شیخ حُّر عاملی؛ انتشارات اسلامیه؛ ج 5 ص 28.

سند روایت: حْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ فِی الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ جَمِیعاً عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم‌السلام.

[5] کافی؛ مرحوم کلینی؛ ج 1 ص 538.

سند روایت: عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام.

[6] بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج1 ؛ ص224

[7] سوره نحل /آیه125

[8] تفصیل این مطالب را در کتاب "راهنمای تحقیق و راهنمای تدریس براساس نگرش اسلام" از همین قلم می‌توانید ببیند.

[9] بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج59 ؛ ص74

  • داوود درمنکی فراهانی

مجتهد، دین‌شناسی است که هویت دین، اهداف دین، اولویت‌های دین، حداقل‌ها و حداکثرهای مورد نظر دین، نگرش دین به جهان و انسان و جامعه[1]، قوانین دین و فرهنگ دین را می‌شناسد، زبان دین و شیوه‌های مختلف بیانیِ آن در تبیین و توصیف نظراتش را می‌داند و می‌تواند کمیت، کیفیت و جهت رابطة بین موضوع و محمول در هر گزاره را تعیین کند. او موضوع‌شناس است و نیازهای موجود در جوانب مختلف زندگی را تشخیص می‌دهد و می‌تواند براساس گزاره‌های دین، مدل و برنامة اجراییِ مورد نظر دین در موضوعات مختلف را طراحی نماید.[2]



[1] مجتهد، باید هستی‌شناس، انسان‌شناس، جامعه‌شناس باشد اما نَه به‌معنی رایجِ رشته‌های دانشگاهی. توضیح: دست‌یابی به معادلات فطری و طبیعی موجود در هستی، انسان و جامعه و شناخت نیازهای واقعی و کاذبِ فردی و جمعی، برای ایجاد زاویه‌دیدهای صحیح نسبت به گزاره‌های دین، ضروری است. اما محتوای رشته‌های دانشگاهیِ فلسفة غرب، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، فقط حاوی گزاره‌های مشاهده‌ایی و توصیفی نیست(نیازشناسی و موضوع‌شناسیِ محض نیستند)، بلکه گزاره‌های تحلیلی و استنباطی و گزاره‌های توصیه‌ایی نیز حجم زیادی از آنها را تشکیل می‌دهند. استفاده از مشاهدات، تجربیات، آزمایش‌ها و معادلاتی که براساس قانون طبیعی خلقت و فطرت انسانی، ارائه شده است، مفید است؛ اما پیش‌فرض گرفتن و اعتماد به تحلیل‌ مشاهدات، تفسیر آزمایش‌ها و توصیة شیوة‌  استفاده از معادلات و قوانین هستی، بدون موازنه با محکمات و قطعیاتِ دین که علمِ خداوند است، موجب همسانیِ فضای فکری و احساسی با کسانی خواهد شد که سطح ادراکی آنها در حدّ محسوسات و زندگی روزمره است و جهان‌های آسمانی‌یی که وراء دید حسی‌ست ولی همانقدر حقیقی‌ست که زمین زیر پای ما حقیقی‌ست را نادیده می‌گیرند و عقل خود را در برابر حکم به ضرورت انطباق با محتَمَلِ دارای ضریب اهمیت حیاتی، وادار به سکوت و عدم توجه می‌کنند).

مطالعات تطبیقی میان پاسخ‌های دین به نیازها(تحلیل‌های دین، راه‌حل‌های دین و تفاسیری که دین نسبت به مسائل دارد) با موارد مشابه در تفکر اندیشمندان، توسط کسانی که به‌سطح فهم نقادانه رسیده‌اند، می‌تواند به شفاف‌سازی مقاصد دین و دست‌یابی به کارآمدی‌های آن کمک کند.

[2] برای مطالعه بیشتر راجع به موضوع "اجتهاد" به منابع زیر مراجعه فرمایید:

"اجتهاد و تقلید در اسلام و شیعه"، علامه طباطبایی، نشر جهاد و رسالت؛ "اجتهاد در عصر ائمه معصومین"، محمدرضا جواهری، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی1381؛ "ویژگی‌های اجتهاد و فقه پویا"، دکتر علیرضا فیض، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی1382؛ "اجتهاد و تقلید از نظر شیخ اعظم انصاری"، عبدالجواد براهیمی، کنگره شیخ انصاری1373؛ "اجتهاد و مذاهب اسلامی"، شیخ آقا بزرگ طهرانی، ترجمه محمود افتخارزاده، نشر حُرّ؛ "الاجتهاد و التقلید"، آیه‌الله الشیخ محمدحسین اصفهانی، دارالکتب‌الاسلامیه1376 قمری؛ "پیش‌شرط‌های اجتهاد از دیدگاه نراقی"، احمد مبلغی، نشانی اینترنتی www.naraqi.com/per/m/m0/m0a/pmca3.htm؛ "حرکت اجتهاد در آینده"، نشانی اینترنتی www.hawzah.net/Per/K/Ejtehad/ejteh01.htm؛ "دیدگاه شهید صدر دربارة روند اجتهاد"، نشانی اینترنتی www.alsadr.com/farsi/404.htm

  • داوود درمنکی فراهانی

تقسیم گزاره‌های دین به سه لایة: نگرش‌ساز، راهبردساز (استراتژیکی) و راهکارساز (تاکتیکی) و مدل‌سازی به‌وسیلة پیوند زدن این سه‌ لایه به یکدیگر در مصادیق و موضوعات.

  • داوود درمنکی فراهانی

زبان گزاره‌های دینی، زبانی با خصوصیتِ کلّیّت، لایه‌ایی‌ بودن، جامعیّت و شبکه‌ایی[1] است. فهمیدن مقصودِ چنین گزاره‌هایی، همانند فهمیدن مقصودِ گزاره‌های تک معنایی و شخصیِ جزیی نیست.



[1] "کلی" است یعنی مفاهیمی را ارائه کرده که مصادیق متعددی دارند؛ لایه‌ایی است یعنی این مصادیق در طول هم قرار دارند نه در عرض هم؛ جامعیت دارد یعنی تمام این مصادیق، تحت پوشش معنایی قرار می‌گیرند؛ و شبکه‌ایی است یعنی گزاره‌ها، به‌یکدیگر مرتبطند و هم‌پوشانی نسبت به مجموعه دارند و قانونِ برآیندگیری بر آنها حاکم است. (یعنی هر گزاره‌ایی به تنهایی مفهومی را القاء می‌کند، اما اگر دو گزاره با هم ملاحظه شوند، جهت سومی را به ذهن منتقل می‌کنند.) 

  • داوود درمنکی فراهانی

بخش استراتژیک هر سیستمی از سه مولفة: تعادل حیاتی، میدان‌های نیرو و برآیندبُرداری تشکیل می‌شود. تعادل حیاتی، نقطه ثقلی است که مجموعة سیستم خود را براساس آن متعادل می‌کند و محیط درونی خود را ثبات می‌بخشد و بین نیروهای درونی و بیرونی موازنه برقرار می‌کند. میدان نیرو، صافیِ کلیّة ارتباطات در راستای تحقق اهداف است که نیروهای سوق‌دهنده و بازدارنده را فعال می‌کند. برآیند‌بُرداری، ابزار اندازه‌گیریِ نیروها و عوامل علّی و محرک‌های سیستم هستند. در این تحلیل، سطوح تعامل عوامل با یکدیگر مشخص می‌شود.[1]

در سیستم دین نیز این سه مولفه به‌وضوح وجود دارند:

  • داوود درمنکی فراهانی
  • دین، مجموعه‌یی از عناصر و گزاره‌های بهم‌پیوسته و نظام‌مند است.
  • این عناصر و اجزاء‌،‌ تابع اهداف دین هستند.
  • هدف‌گراییِ دین، به این عناصر شکل می‌دهد و ساختار ارتباطی آنها با یکدیگر را تعیین می‌کند.
  • اتحاد مبدء پیدایش دین با مبدء پیدایش هستی، پل ارتباطی دین با واقعیت‌هاست و بر این اساس، برنامه‌های دین جلوه‌هایی از معادلات واقعی است و برنامه‌های دین، مدل‌ کردنِ واقعیت‌ها است.
  • دین، اهداف و برنامه‌های خود را اولویت‌بندی می‌کند.
  • دین، با عناصر محیطیِ خود تعامل دارد.
  • دین، برای شکل‌دهی به عناصر محیطیِ خود برنامه‌ دارد و آرمان‌ها و هنجارها را در چهارچوب اهدافِ خود تغییر و تحول می‌بخشد.
  • دین از تضاعف نیروبخشی[1] برای حرکت به سمت هدف برخوردار است.
  • سیستم دین از سه خُرده سیستمِ نگرشی، قانونی و فرهنگی تشکیل شده است.
  • این خُرده سیستم‌ها، مسئولیت تقسیم کار و فعالیت‌ها را در سیستم اصلی به‌عهده دارند.
  • شناخت دین از طریق تحلیل گزاره‌های آن به سه لایة نگرشی، راهبردی و راهکاری ممکن است.
  • برنامه‌های دین،‌ قابلیت خود تنظیمی دارد؛ تعادل‌گرا و تکاملی است.
  • برنامه‌های دین، در فرآیندی پیوسته و مستمر و تدریجی تحقق می‌یابند.
  • هویت و برنامه‌های دین را می‌توان از منظرِ "محرک_ پاسخ" مطالعه کرد. یعنی دین دارای شبکة عصبی منسجم و در تحت مدیریت اهداف است که نسبت به محرک‌ها واکنش نشان می‌دهد.[2]
  • گزاره‌های دین را باید در عرصة اهداف و اولویت‌های آن بررسی کرد.


[1] منظور از تضاعف نیروها، فعل‌وانفعال عناصر سیستم با یکدیگر است به‌ طوری که آثار و ترکیب آنها بزرگتر از مجموع آثار یکایک آنها باشد. یعنی فعال‌سازی یک متغیر در برنامه‌های دین، موجب فعّال شدنِ متغیرهای دیگری نیز می‌شود که فعال شدنِ آنها اثر بازخوردی  بر متغیر اول دارد و موجب تشدید یا تضعیف تصاعدیِ فعالیت آن می‌شود.

[2] یعنی در وضعیتی که محرکی به‌وجود می‌آید، نحوة رفتار و واکنش دین را بررسی کرد(یعنی میزان کاربردی بودنِ گزاره‌هایی را که در پاسخ به این محرک ارائه می‌دهد با موارد مشابه مقایسه کرد و توانایی آن را محاسبه نمود).

نکته: مقصود از واکنش، عملکرد انفعالی نیست بلکه هر گونه اثرپذیری و اثرگذاری است.

  • داوود درمنکی فراهانی

فیلسوفان دین، متکلمین، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان تعاریف مختلفی از دین را ارائه کرده‌اند که در همة آنها مفهومِ" ارتباط روحی با مطلق" به‌نحوی از انحاء دیده می‌شود. آنچه پس از تحلیل و بررسی اولیّه تعاریف دین و مصادیق عام دین[1] به‌دست می‌آید و شاید تعبیر دیگری باشد این است که:

دین به‌معنی عام، مجموعه گزاره‌های علمی(هست‌ها) و عملی(بایدها) است که از وجودی برتر به انسان ارائه شده است و کمالی را به عنوان هدف و رستگاری تعیین می‌کند و روش رسیدن به آن را مشخص می‌نماید.

دین به‌معنی خاص وقتی تحقق می‌یابد که آن وجودِ برتر، خدا باشد و رستگاری ابدی وعده داده شده باشد. دین، تجلّی علم خداست[2] که راه بشر را برای خروج از محدودیت‌ها[3] و مشاهده و لمس روحیِ[4] "وجود بی‌نهایت"[5] توصیف و تعیین می‌کند



[1] ادیان الهی، ادیان بشری، مکاتبی که جانشین دین شده‌اند و شِبه‌دین‌ها(بت‌پرستی، جادو، افسون و پایبندی به آداب‌ورسوم خاص)

[2] سوره نجم/ آیه3 : مَا یَنطِقُ عَنِ الهَْوَى‏ إِنْ هُوَ إِلا وَحْىٌ یُوحَى‏. ترجمه: "پیامبر نظر و خواسته شخصی بیان نمی‌کند، هر چه می‌گوید جز وحی نیست."

[3] قال الله تعالی: یَا ابْنَ آدَم أنَا حَیٌّ لا أمُوتُ أطِعْنِی فِیمَا أمَرْتُک أجْعَلْکَ حَیًّا لا تَمُوتُ یَا ابْنَ آدَمَ أنَا أقُولُ لِلشَّیْ‏ءِ کُنْ فَیَکُونُ أطِعْنِی فِیمَا أمَرْتُکَ أجْعَلْکَ تَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ. ترجمه:"ای آدمیزاد! من زنده‌ای هستم که هیچگاه نمی‌میرم، طبق برنامه من زندگی کن تا تو را زنده‌ای قرار دهم که هیچ‌گاه نمیری! ای آمیزاد! من هر اراده‌ای می‌کنم مُحقّق می‌شود، طبق برنامه من زندگی کن تا تو را طوری قرار دهم هر اراده‌ای بکنی محقق شود."، ارشاد القلوب ج1 ص 75

[4] قال الباقر علیه‌السّلام: تَرَاهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ، ترجمه:"قلب انسان به‌واسطه عمق ادراکی که دارد خدا را احساس می‌کند."، کافی ج1 ص97

[5] قال الرضا علیه‌السلام: هُوَ غَیرُ مَحْدُود، ترجمه:"خدا نامحدود است."، احتجاج ج2 ص396

  • داوود درمنکی فراهانی

مدل یا الگوعبارت است از: شبیه‌سازی واقعیّت خارجی بوسیله ترسیم روابط علّت و معلولی بین اجزاء درونی و همچنین روابط مجموعه با متغیّرهای بیرونی و فرموله کردن متغیّرها، برای ایجاد قدرت پیش‌بینیِ رفتارهای آن پدیده و درک ویژگیهای آن .

منظور از فرموله کردن متغیّرها، دست‌یابی به تابعِ تبدیل سیستم است. یعنی: پس از مشخص شدن ورودی و خروجی، اجزاء، مرزها و جریان اولیّة سیستم، باید مشخص شود که چه نوع ارتباطاتی بین متغیّرها باید ایجاد شود تا با کمترین هزینه بیشترین بازدهی را داشته باشد. تعیین معادلات تبدیل ورودی سیستم به خروجی آن، مبنای مدل‌سازی است.

الگوی کلّی طراحی مدل بدین ترتیب است: استقراء مولّفه‌ها و متغیّرهای درونی و بیرونیِ تأثیرگذار و تأثیرپذیر، تعریف شاخصه‌های پایه(زمینة اولیّه و هدف حداقلی)، تعیین هدف نهایی و ایده‌آل (هدف حداکثری)، بررسی کمیّت و کیفیّت تأثیر هر مولّفه، تعیین ارتباط اصلی و شرایط و تأثیر کلیدی، ترسیم روابط علّی و معلولی، تعیین زمینه‌ها و پیش‌فرض‌ها(فضایی که مدل در آن طراحی می‌شود)، مرحله‌بندی حرکت از حداقل‌ها به سوی حداکثرها، تعیین نقاط بحران، طراحی حلقه‌های کنترلی و بازخوردها.

الگوی اجرایی طراحی مدل بدین صورت است: تعیین نقطة شروع، زمینة لازم برای شروع، محرک لازم برای شروع، انجام دهندة کار و شرایط آن، کیفیت و کمیّت کار، مراحل کار، نتایجِ مورد انتظار در هر مرحله، نقاط مشکل و توقّف‌های احتمالی، محرّک مجدّد، شرایط اتمام کار، نقطه پایان، بازنگری و ارزیابی، اصلاح نقاط ضعف، تقویت نقاط قوّت، ایجاد زمینة لازم برای انجام حرکت‌های جدید. 

در مدل‌سازی نیازمند الگوی تخصیص هستیم. الگوی تخصیص یعنی پاسخ به این سوال که چه کمیّت و کیفیتی از موضوع باید تولید، توزیع و مصرف شود تا جریانِ هدف در سیستم برقرار گردد

برای دست‌یابی به آثار و خصوصیاتی که مورد نیاز است، باید سیستمی طراحی شود که برآیند معادلاتِ بروز خصلت‌های عناصر موجود در سیستم، معادلة بروز خصلتِ اصلیِ سیستم باشد. مجموعه معادلات مانند سلول‌هایی هستند که یک الگوی کلی را تشکیل می‌دهند[1]



[1] برای توضیحات بیشتر ر.ک. به رابطه منطقی دین و علوم کاربردی، علیرضا پیروزمند، انتشارات امیرکبیر1374

  • داوود درمنکی فراهانی